سیری در سیره ائمه اطهار - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٤
دهد و باز گردد . سایر موادی که در صلحنامه گنجاندند یک موادی بود که به ظاهر همه بر ضرر مسلمین بود ، از جمله این که : بعد از این اگر یکی از قریش بیاید به مسلمین ملحق شود ، قریش حق داشته باشند بیایند او را ببرند ، ولی اگر یکی از مسلمین فرار کند و به قریش ملحق شود مسلمین چنین حقی نداشته باشند ، و بعضی مواد دیگر که مواد بسیار سنگینی بود ، ولی در مقابل : مسلمانها در مکه آزادی داشته باشند و تحت فشار قرار نگیرند . تمام همت پیغمبر متوجه همین یک کلمه بود . همه شرایط سنگین آنها را قبول کرد به خاطر همین یک کلمه ، قرار داد را امضاء کردند . مسلمین ناراحت بودند ، میگفتند یا رسول الله ! این برای ما ننگ است ، ما تا نزدیک مکه آمدهایم ، از اینجا برگردیم ؟ ! آیا چنین کاری درست است ؟ ! خیر ، ما حتما میرویم . پیغمبر فرمود : خیر ، قرار داد همین است و ما آن را امضاء میکنیم . سپس پیغمبر دستور داد قربانیها را همانجا قربانی کردند و بعد فرمود بیائید سر مرا بتراشید ، و سرش را تراشید به علامت خروج از احرام . ابتدا مسلمین نمیخواستند این کار را بکنند ولی بعد خودشان این کار را کردند اما با ناراحتی زیاد . و آنکه از همه بیشتر اظهار ناراحتی میکرد عمر بن خطاب بود . آمد نزد ابوبکر و گفت : مگر این پیغمبر نیست ؟ گفت : آری . مگر ما مسلمین نیستیم ؟ مگر اینها مشرکین نیستند ؟ آری . پس این وضع چیست ؟ ! پیغمبر قبلا در عالم رؤیا دیده بود که با مسلمانها وارد مکه میشوند ومکه را فتح میکنند ، و این رؤیا را برای مسلمین نقل کرده بود . آمدند گفتند مگر شما خواب ندیده بودید که ما وارد مکه میشویم ؟ فرمود : آری . پس چطور شد ؟ چرا این خواب تعبیر نشد ؟ فرمود : من که در خواب ندیدم