سیری در سیره ائمه اطهار - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٣
گفتند : ما که نمیشناسیم ، جوانی است مدنی ولی بسیار جوان خوبی است . گفت : بله ، شما نمیشناسید ، اگر میشناختید اینجور به او فرمان نمیدادید و او را در خدمت خودتان نمیگرفتید . گفتند : مگر کیست ؟ گفت : این علی بن حسین بن علی بن ابی طالب فرزند پیغمبر است . دویدند خودشان را به دست و پای امام انداختند : آقا این چه کاری بود شما کردید ؟ ! ممکن بود ما با این کار خودمان معذب به عذاب الهی شویم ، به شما جسارتی بکنیم ، شما باید آقا باشید ، شما باید اینجا بنشینید ، ما باید خدمتگزار و خدمتکار شما باشیم . فرمود : نه ، من تجربه کردهام ، وقتی که با قافلهای حرکت میکنم که مرا میشناسند ، نمیگذارند من اهل قافله را خدمت کنم . لذا من میخواهم با قافلهای حرکت کنم که مرا نمیشناسند ، تا توفیق و سعادت خدمت به مسلمان و رفقا برای من پیدا شود .
دعا و گریه امام
برای علی بن الحسین فرصتی نظیر فرصت امام ابا عبدالله پدر بزرگوارش پیدا نشد ، همچنان که فرصتی نظیر فرصتی که برای امام صادق پدید آمد پیدا نشد ، اما برای کسی که میخواهد خدمتگزار اسلام باشد ، همه مواقع فرصت است ، ولی شکل فرصتها فرق میکند . ببینید امام زین العابدین به صورت دعا چه افتخاری برای دنیای شیعه درست کرده ؟ ! و در عین حال در همان لباس دعا امام کار خودش را میکرد . بعضی خیال کردهاند امام زین العابدین چون در مدتی که حضرت بعد از پدر بزرگوارشان حیات داشتند قیام به سیف نکردند ،