سیری در سیره ائمه اطهار - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٧
زمان حضرت که آخر دوره بنی امیه و اول دوره بنی العباس بود ، یک فرصت مناسب سیاسی به وجود آمده بود ، بنی العباس از این فرصت استفاده کردند ، چگونه شد که حضرت صادق نخواست از این فرصت استفاده کند ؟ و فرصت از این راه پیدا شده بود که بنی امیه تدریجا مخالفانشان زیاد میشد ، چه در میان اعراب و چه در میان ایرانیها ، و چه به علل دینی و چه به علل دنیایی . علل دینی همان فسق و فجورهای زیادی بود که خلفا علنا مرتکب میشدند . مردم متدین شناخته بودند که اینها فاسق و فاجر و نالایقاند ، به علاوه جنایاتی که نسبت به بزرگان اسلام ومردان با تقوای اسلام مرتکب شدند . ( این گونه قضایا تدریجا اثر میگذارد ) . مخصوصا از زمان شهادت امام حسین این حس تنفر نسبت به بنی امیه در میان مردم نضح گرفت و بعد هم که قیامهایی بپا شد - مثل قیام زید بن علی بن الحسین و قیام یحیی بن زید بن علی بن الحسین - وجهه مذهبی اینها به کلی از میان رفت . کار فسق و فجور آنها هم که شنیدهاید چگونه بود . شرابخواری و عیاشی و بی پرده این کارها را انجام دادن وجهه اینها را خیلی ساقط کرد . بنابراین از وجهه دینی ، مردم نسبت به اینها تنفر پیدا کرده بودند . از وجهه دنیایی هم ، حکامشان ظلم میکردند ، مخصوصا بعضی از آنها مثل حجاج بن یوسف در عراق و چند نفر دیگر در خراسان ظلمهای بسیار زیادی مرتکب شدند . ایرانیها بالخصوص ، و در ایرانیها بالخصوص خراسانیها ( آن هم خراسان به مفهوم وسیع قدیمش ) یک جنب وجوشی علیه خلفای بنی امیه پیدا کردند . یک تفکیکی میان مسأله اسلام ومسأله دستگاه خلافت به وجود آمد . مخصوصا برخی از قیامهای علویین فوق العاده در خراسان