سیری در سیره ائمه اطهار - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٥
خلافت را رها کرد و به تعبیر تاریخ یا به تعبیر خود امام - تسلیم امر کرد یعنی کار را واگذاشت و رفت ، و در اینجا قضیه برعکس است ، قضیه ، واگذاری نیست ، تحویل گرفتن است به حسب ظاهر . ممکن است به نظر اشکال برسد که پس ائمه چکار بکنند ؟ وقتی که کار را واگذار میکنند مورد ایراد قرار میگیرند ، وقتی هم که دیگران میخواهند واگذار کنند و آنها میپذیرند باز مورد ایراد قرار میگیرند . پس ایراد در چیست ؟ ولی ایراد کنندگان وجهه نظرشان یک امری است که میگویند مشترک است میان هر دو ، میان آن واگذار کردن به دیگران ، و این قبول کردن از دیگران در حال که دارند واگذار میکنند . میگویند در هر دو مورد نوعی سازش است ، آن واگذار کردن ، نوعی سازش بود با خلیفه وقت که به طور قطع به ناحق خلافت را گرفته بود ، و این قبول کردن - که قبول کردن ولایتعهد است - نیز بالاخره نوعی سازش است . کسانی که ایراد میگیرند حرفشان این است که در آنجا امام حسن نباید تسلیم امر میکرد و به این شکل سازش مینمود بلکه باید میجنگید تا کشته میشد ، و در