سیری در سیره ائمه اطهار - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٤
نیست . معاویه خودش به عنوان یک نفر معترض - و به عنوان یک دسته معترض - تحت عنوان مبارزه با حکومتی که بر حق نیست و دستش به خون حکومت پیشین آغشته است [ قیام کرد ] . تاآنوقت ادعای خلافت هم نمیکرد و مردم نیز او را تحت عنوان امیرالمؤمنین نمیخواندند ، همین طور میگفت که ما یک مردمی هستیم که حاضر نیستیم از آن خلافت پیروی بکنیم . امام حسن بعد از امیرالمؤمنین در مسند خلافت قرار میگیرد . معاویه هم روز بروز نیرومندتر میشود . به علل خاص تاریخی وضع حکومت امیرالمؤمنین در زمان خودش که امام حسن هم وارث آن وضع حکومت بود از نظر داخلی تدریجا ضعیفتر میشود به طوری که نوشتهاند بعد از شهادت امیرالمؤمنین ، به فاصله هجده روز - که این هجده روز هم عبارت است از مدتی که خبر به سرعت رسیده به شام و بعد معاویه بسیج عمومی و اعلام آمادگی کرده است معاویه حرکت میکند برای فتح عراق ، در اینجا وضع امام حسن یک وضع خاصی است ، یعنی خلیفه مسلمین است که یک نیروی طاغی و یاغی علیه او قیام کرده است . کشته شدن امام حسن در این وضع یعنی کشته شدن خلیفه مسلمین و شکست مرکز خلافت . مقاومت امام حسن تا سر حد کشته شدن نظیر مقاومت عثمان بود در زمان خودش نه نظیر مقاومت امام حسین . امام حسین وضعش وضع یک معترض بود در مقابل حکومت موجود [١] . اگر کشته میشد - که کشته هم شد - کشته شدنش افتخار آمیز بود
[١] حالا من کار ندارم که در این جهت تفاوتی هست که امام حسین معترض بر حق بود وامام حسن امام بر حق و معترضش معترض باطل ، وضع را از نظر اجتماعی عرض میکنم .