سیری در سیره ائمه اطهار - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠
امان است . آن هشت هزار نفر آمدند ولی چهار هزار نفر دیگرشان گفتند
محال و ممتنع است . علی هم شمشیر به گردن این مقدسینی که پیشانیشان پینه
بسته بود گذاشت ، تمام اینها را از دم شمشیر گذارند و کمتر از ده نفر
آنها نجات پیدا کردند که یکی از آنها عبدالرحمن بن ملجم این آقای مقدس
بود .
علی ( ع ) در نهج البلاغه جملهای دارد ( علی موجود عجیبی است . اصلا
عظمت علی اینجا ظاهر میشود ) میگوید : « انا فقات عین الفتنة و لم یکن
لیجتری علیها احد غیری بعد ان ماج غیهبها و اشتد کلبها » [١] " این من
بودم و فقط من بودم که چشم فتنه را در آوردم ، و غیر از من احدی قادر
نبود که چشم این فتنه را بکند ( یعنی فتنه این خشکه مقدس ها ) ، غیر از
من احدی از مسلمین جرأت نمیکرد که شمشیر به گردن اینها بگذارد " ، چون
طبقه به اصطلاح مقدس ماب را فقط دو طبقه میتوانند بکشند : یکی طبقهای که
به اسلام و خدا معتقد نیست ، مثل اینکه اصحاب یزید آمدند امام حسین را
کشتند . ولی اینکه طبقهای که خودشان مسلمان باشند ، جرأت بکنند در مقابل
این طبقه حرفی بزنند و کاری بکنند کار هر کس نیست ، شیرافکن است ،
بصیرتی میخواهد مثل بصیرت علی که خطر اینها را برای دنیای اسلام احساس
کند ( که حالا عرض میکنم علی چه احساسی کرده بود ، از کلام خود علی
استنباط میکنند ) آنها از این طرف ذکر خدا بگویند ، قرآن بخوانند ، و
علی از آن طرف شمشیر بزند و قلع و قمعشان کند . بصیرتی فقط مثل بصیرت
علی میخواهد . فرمود : « و لم یکن لیجتری علیها احد غیری » هیچ مسلمان
دیگر ، هیچیک از صحابه
[١] نهج البلاغه ، خطبه . ٩٢