سیری در سیره ائمه اطهار - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٠
گفتیم ابوالفرج کتابی دارد که از کتب معتبره تاریخ اسلام شمرده شده به نام " مقاتل الطالبین " تاریخ کشته شدنهای بنی ابی طالب ( اولاد ابی طالب ) . او در این کتاب ، تاریخچه قیامهای علویین و شهادتها و کشته شدنهای اولاد ابی طالب اعم از علویین و غیر علویین را - که البته بیشترشان علویین هستند - جمع آوری کرده است که این کتاب اکنون در دست است . در این کتاب حدود ده صفحه را اختصاص داده به حضرت رضا ، و جریان ولایتعهد حضرت رضا را نقل کرده ، که وقتی ما این کتاب را مطالعه میکنیم میبینیم با تاریخچههایی که علمای شیعه به عنوان تاریخچه نقل کردهاند خیلی وفق میدهد ، مخصوصا آنچه که در " مقاتل الطالبین " آمده با آنچه که در ارشاد مفید آمده - این دو را با هم تطبیق کردم - خیلی بهم نزدیک است ، مثل این است که یک کتاب باشند ، چون گویا سندهای تاریخی هر دو به منابع واحدی میرسیده است . بنابراین مدرک ما در این مسئله تنها سخن علمای شیعه نیست . حال برویم سراغ انگیزههای مأمون ، ببینیم مأمون را چه چیز وادار کرد که این موضوع [ را مطرح کند ؟ ] آیا مأمون واقعا به این فکر افتاده بود که کار را واگذار کند به حضرت رضا که اگر خودش مرد یا کشته شد خلافت به خاندان علوی و به حضرت رضا منتقل شود ؟ اگر چنین اعتقادی داشت آیا این اعتقادش تا نهایت امر باقی مانده ؟ در این صورت باید قبول نکنیم که مأمون حضرت رضا را مسموم کرده ، باید حرف کسانی را قبول کنیم که میگویند حضرت رضا به اجل طبیعی از دنیا رفتند . از نظر علمای شیعه این فکر که مأمون از