سیری در سیره ائمه اطهار - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٧
امام عسکری و امام هادی علیهماالسلام اجبارا در سامرا به سر میبردند در محلی که به نام " العسکر " یا " العسکری " نامیده میشد یعنی محلی که محل سپاهیان و در واقع پادگان بود ، یعنی خانهای که در آن زندگی میکردند برایشان انتخاب شده بود که مخصوصا در پادگان باشند و تحت نظر . ایشان در بیست و هشت سالگی از دنیا رفتند ( پدر بزرگوارشان هم در حدود چهل و دو ساله بودند که از دنیا رفتند ) و دوره امامتشان فقط شش سال طول کشید . به نص تواریخ ، تمام این مدت شش سال یا در حبس بودند یا اگر هم آزاد بودند ممنوع المعاشرش و ممنوع الملاقات بودند . از نظر معاشرت آزادی نداشتند ، اگر هم احیانا رفت و آمدهایی میشد یا گاهی حضرت را میخواستند ، تحت نظر بودند . وضع عجیبی بود . میدانید که هر یک از ائمه گویی یک خصلت خاص بیشتر در او ظهور داشته است که خواجه نصیر در آن دوازده بند خودش هر یک از ائمه را با یک صفتی توصیف میکند که بیشتر در او ظهور داشته است . وجود مقدس امام عسکری علیه السلام به جلالت و هیبت و رواء [١] به اصطلاح ، ممتاز بودند یعنی اساسا عظمت و هیبت و جلالت در قیافه ایشان به نحوی بود که هر کس که ایشان را ملاقات میکرد تحت تأثیر آن سیما قرار میگرفت قبل از اینکه سخن بگویند و او از علم ایشان چیزی بفهمد . وقتی که سخن میگفتند و دریای مواجی شروع میکرد به سخن گفتن ، دیگر تکلیفش روشن است . در بسیاری از حکایات و روایات این قضیه کاملا مشخص و محرز است . حتی دشمنان با اینکه ایشان را سخت تحت تعقیب داشتند و گاهی به زندان میبردند وقتی که با
[١] [ به معنی حسن منظر ] .