سیری در سیره ائمه اطهار - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٩
سیاسیش چه بود ؟ آیا میخواست نهضتهای علویین را به این وسیله فرو بنشاند ؟ و آیا میخواست به این وسیله حضرت رضا را بدنام کند ؟ چون اینها در کنار که بودند به صورت یک شخص منتقد بودند . خواست حضرت را داخل دستگاه کند و بعد ناراضی درست کند ، همین طور که در سیاستها اغلب این کار را میکنند ، برای اینکه یک منتقد فعال وجیه الملهای راخراب کنند میآیند پستی به او میدهند و بعد در کار او خرابکاری میکنند ، از یک طرف پست به او میدهند و از طرف دیگر در کارهایش اخلال میکنند تا همه کسانی که به او طمع بسته بودند از او برگردند . در روایات ما این مطلب هست که حضرت رضا در یکی از سخنانشان به مأمون فرمودند : " من میدانم تو میخواهی به این وسیله مرا خراب کنی " که مأمون عصبانی و ناراحت شد و گفت : این حرفها چیست که تو میگوئی ؟ ! چرا این نسبتها را به ما میدهی ؟ !
بررسی فرضیهها
در میان این فرضها ، در یک فرض البته وظیفه حضرت رضا همکاری شدید بوده ، و آن فرض همان است که فضل شیعه بوده و ابتکار در دست او بوده است . بنابراین فرض ، ایرادی بر حضرت رضا از این نظر نیست که چرا ولایتعهد را قبول کرد ، اگر ایرادی باشد از این نظر است که چرا جدی قبول نکرد . ولی ما از همین جا باید بفهمیم که قضیه به این شکل نبوده است . حال ما از نظر یک شیعه نمیگوئیم ، از نظر یک آدم به اصطلاح بی طرف میگوئیم : حضرت رضا یا مرد دین بود یا مرد دنیا . اگر مرد دین بود باید وقتی که میبیند