سیری در سیره ائمه اطهار - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٤
بگویم مختار آدم بدی بوده یا آدم خوبی بوده است ، کار به آن جهت ندارم
. مختار میدانست که ولو اینکه موضوع ، موضوع انتقام گرفتن از مردم قتله
سیدالشهداء است و این زمینه ، زمینه بسیار عالی ئی است اما مردم تحت
رهبری او حاضر به این کار نیستند . شاید ( بنابر روایتی ) با حضرت امام
زین العابدین هم تماس گرفت و ایشان قبول نکردند . مسئله مهدی موعود را
که پیغمبر اکرم خبر داده بود مطرح کرد به نام محمد ابن حنفیه پسر
امیرالمؤمنین و برادر سید الشهداء ، چون اسمش محمد بود ، زیرا در
روایات نبوی آمده است " اسمه اسمی " نام او نام من است . گفت :
ایها الناس ! من نایب مهدی زمانم ، آن مهدی ئی که پیغمبر خبر داده است
. [١] مختار مدتی به نام نیابت از مهدی زمان ، بازی سیاسی خودش را
انجام داد . حال آیا محمد ابن حنفیه واقعا خودش هم قبول میکرد که من
مهدی موعود هستم ؟ بعضی میگویند قبول میکرد برای اینکه بتوانند انتقام را
بکشند ، ولی این البته ثابت نیست . در اینکه مختار محمد ابن حنفیه را
به عنوان مهدی موعود معرفی میکرد شکی نیست ، و بعدها از همین جا مذهب
کیسانیه پدید آمد . محمد ابن حنفیه هم که مرد گفتند مهدی موعود که
نمیمیرد مگر اینکه زمین را پر از عدل و داد کند ، پس محمد ابن حنفیه
نمرده است ، در کوه رضوی غایب شده است .
[١] این را هم توجه داشته باشید : از صدر اسلام ، زمان ظهور مهدی ( ع ) هیچوقت مشخص نشده است . البته یک خواصی میدانستند پسر کی پسر کی پسر کی ، ولی در روایاتی که پیغمبر همینقدر فرمود : " مهدی ازاولاد من حتما باید ظهور کند " چیزی که تاریخ آن را نیز مشخص نماید وجود نداشت .