سیری در سیره ائمه اطهار - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٩
اینجور گفتند که خلیفه ! او تقصیر ندارد ، او مردی است فقیه وعالم به روایات ، این مرد خیال کرد که محمد بن عبدالله محض ، مهدی امت است و لذا با او بیعت کرد والا قصد او دشمنی با تو نبود . این است که ما میبینیم در تاریخ اسلام ، موضوع مهدی موعود ، از مسائل بسیار مهم و قطعی است . ما همینجور که دوره به دوره پیش میآییم میبینیم حوادثی در تاریخ اسلام پیدا شده که منشأش همین اعتقاد به ظهور مهدی موعود بوده است . بسیاری از ائمه ما وقتی که از دنیا میرفتند عدهای میگفتند شاید نمرده است ، شاید غایب شده است ، شاید مهدی امت است . این امر راجع به حضرت امام موسی کاظم هست ، حتی راجع به حضرت باقر هست ، ظاهرا راجع به حضرت صادق هم هست ، و راجع به بعضی از ائمه دیگر نیز هست . حضرت صادق پسری دارند به نام اسماعیل که اسماعیلیه منتسب به او هستند . اسماعیل در زمان حیات حضرت از دنیا رفت . حضرت خیلی هم اسماعیل را دوست میداشتند . وقتی اسماعیل از دنیا رفت و او را غسل دادند و کفن کردند ، حضرت صادق مخصوصا آمدند به بالین اسماعیل ، اصحابشان را صدا زدند ، کفن را باز کردند ، صورت اسماعیل را نشان دادند و فرمودند : این اسماعیل پسر من است ، این مرد ، فردا ادعا نکنید که او مهدی امت است و غایب شد ، جنازهاش را ببینید ، صورتش را ببینید ، بشناسید و بعد شهادت بدهید . اینها همه نشان میدهد که زمینه مهدی امت در میان مسلمین به قدری قطعی بوده است که جای شک و تردید نیست . تا آنجا که من تحقیق کردهام ، تا زمان ابن خلدون ، شاید حتی یک نفر از علمای