سیری در سیره ائمه اطهار - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١
اسلامی و ثقافت اسلامی است ، یعنی همینطور که از یک طرف فتوحات تازه میشود ، باید به موازات آن ، فرهنگ و ثقافت اسلامی هم توسعه پیدا کند ، مردمی که به اسلام میگروند و حتی آنها که مجذوب اسلام میشوند ، اصول و حقایق و اهداف اسلام ، پوسته و هسته اسلام ، همه اینها را بفهمند و بشناسند . ولی در اثر این غفلتی که در زمان خلفا صورت گرفت یکی از پدیدههای اجتماعی که در دنیای اسلامی رخ داد این بود که طبقهای در اجتماع اسلامی پیدا شد که به اسلام علاقمند بود ، به اسلام مؤمن و معتقد بود اما فقط ظاهر اسلام را میشناخت ، با روح اسلام آشنا نبود ، طبقها ی که هر چه فشار میآورد فقط روی مثلا نماز خواندن بود نه روی معرفت ، نه روی شناسائی اهداف اسلامی . یک طبقه مقدس ماب و متنسک و زاهد مسلک در دنیای اسلام به وجود آمد که پیشانیهای اینها از کثرت سجود پینه بسته بود ، کف دستها و سر زانوهای اینها از بس که در روی زمینها ( نه در روی فرشها ) سرها را به سجده گذاشته بودند و دستها و زانوها را روی خاکها و شنها قرار داده بودند و سجدههای بسیار طولانی - یک ساعته و دو ساعته و پنج ساعته - کرده بودند پینه بسته بود . وقتی که علی ( ع ) ابن عباس را فرستاد سراغ اینها هنگامی که همینها علیه علی ( ع ) طغیان و شورش کرده بودند ، وقتی که آمد خبر آورد ، اینجور توضیح داد : " لهم جباه قرحته لطول السجود " [١] گفت : پیشانیهایشان از کثرت سجده مجروح شده است " واید کثفنات الابل " دستهایی که مثل زانوی شتر پینه بسته است " علیهم قمص مرحضة " لباسهای کهنه زاهد مابانه به تن دارند " و هم مشمرون " از همه بالاتر
[١] العقد الفرید ، ج ٢ ص . ٣٨٩