سیری در سیره ائمه اطهار - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٤
پس گذاشتند قضایا فراموش شود . ابدا [ چنین نیست ] ، از هر بهانهای
استفاده میکرد که اثر قیام پدر بزرگوارش را زنده نگهدارد . آن گریهها که
گریه میکرد و یاد آوری مینمود برای چه بود ؟ آیا تنها یک حالتی بود مثل
حالت آدمی که فقط دلش میسوزد و بی هدف گریه میکند ؟ ! یا میخواست این
حادثه را زنده نگه دارد و مردم یادشان نرود که چرا امام حسین قیام کرد و
چه کسانی او را کشتند ؟ این بود که گاهی امام گریه میکرد ، گریههای زیادی
. روزی یکی از خدمتگزارش عرض کرد : آقا ! آیا وقت آن نرسیده است که
شما از گریه باز ایستید ؟ ( فهمید که امام برای عزیزانش میگرید ) فرمود
: چه میگویی ؟ ! یعقوب یک یوسف بیشتر نداشت ، قرآن عواطف او را
اینطور تشریح میکند : « و ابیضت عیناه من الحزن »[١] . من در جلوی
چشم خودم هجده یوسف را دیدم که یکی پس از دیگری بر زمین افتادند .
و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین .
[١] سوره یوسف ، آیه ٨٤ [ ترجمه : چشمانش ازگریه ناشی از غم فراق یوسف سفید شد ] .