سیری در سیره ائمه اطهار - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٣
علم قرائت ، علم تفسیر ، علم حدیث ، علم فقه ، مسائل مربوط به کلام و قسمتهای مختلف ادبیات - و یا علومی که مربوط به اسلام نیست ، به اصطلاح علوم بشری است یعنی علوم کلی انسانی است ، مثل طب ، فلسفه ، نجوم و ریاضیات . این را در کتب تاریخ نوشتهاند که ناگهان یک حرکت و یک جنبش علمی فوق العادهای پیدا میشود و زمینه برای اینکه اگر کسی متاع فکری دارد عرضه بدارد ، فوق العاده آماده میگردد ، یعنی همان زمینهای که در زمانهای سابق ، تا قبل از اواخر زمان امام باقر و دوره امام صادق اصلا وجود نداشت ، یکدفعه فراهم شد که هر کس مرد میدان علم و فکر و سخن است بیاید حرف خودش را بگوید . البته در این امر عوامل زیادی دخالت داشت که اگر بنی العباس هم میخواستند جلویش را بگیرند امکان نداشت زیرا نژادهای دیگر - غیر از نژاد عرب - وارد دنیای اسلام شده بودند که از همه آن نژادها پر شورتر همین نژاد ایرانی بود . از جمله آن نژادها مصری بود . از همه شان قویتر و نیرومندتر و دانشمندتر بین النهرینی ها وسوریهای ها بودند که این مناطق یکی از مراکز تمدن آن عصر بود . این ملل مختلف که آمدند ، خود به خود اختلاف ملل و اختلاف نژادها ، زمینه را برای اینکه افکار تبادل شود فراهم کرد . و اینها هم که مسلمان شده بودند هی بیشتر میخواستند از ماهیت اسلام سر در آورند ، اعراب آنقدرها تعمق وتدبر و کاوش در قرآن نمیکردند ، ولی ملتهای دیگر آنچنان در اطراف قرآن و مسائل مربوط به آن کاوش میکردند که حد نداشت ، روی کلمه به کلمه قرآن فکر و حساب میکردند .