سیری در سیره ائمه اطهار - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٦
سکوت بکند ، در نزد پروردگار گنهکار است . اما برای امام حسن این مسئله هنوز مطرح نیست ، برای امام حسن حداکثر این مطرح است که اگر اینها بیایند ، بعد از این چنین خواهند کرد . اینکه " اگر بیایند بعد از این چنین میکنند " غیر از این است که یک کاری کردهاند و ما الان سند و حجتی در مقابل اینها بالفعل داریم . این است که میگویند صلح امام حسن زمینه را برای قیام امام حسین فراهم کرد . لازم بود که امام حسن یک مدتی کناره گیری بکند تا ماهیت امویها که بر مردم مخفی و مستور بود آشکار شود تا قیامی که بناست بعد انجام گیرد ، ازنظر تاریخ قیام موجهی باشد . پس از همین قرار داد صلح که بعد معلوم شد معاویه پایبند این مواد نیست عدهای از شیعیان آمدند به امام حسن عرض کردند : دیگر الان این قرار داد صلح کأن لم یکن است - و راست هم میگفتند زیرا معاویه آن را نقض کرد - و بنابراین شما بیایید قیام کنید . فرمود : نه ، قیام برای بعد از معاویه ، یعنی کمی بیش از این باید به اینها مهلت داد تا وضع خودشان را خوب روشن کنند ، آنوقت وقت قیام است . معنی این جمله این است که اگر امام حسن تا بعد از معاویه زنده میبود و در همان موقعی قرار میگرفت که امام حسین قرار گرفت قطعا قیام میکرد . بنابراین از نظر هر سه عاملی که انگیزههای صحیح و مشروع و جدی قیام امام حسین بود ، وضع امام حسن با وضع امام حسین کاملا متفاوت و متغایر بود . از او تقاضای بیعت میکردند و از این بیعت نمیخواستند . ( خود بیعت کردن یک مسالهای است ) . برای امام حسین از ناحیه مردم کوفه اتمام حجتی شده بود و مردم میگفتند کوفه دیگر بعد از بیست سال بیدار شده است ، کوفه بعد از