سیری در سیره ائمه اطهار - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٠
بکند ، در جریان کار امام حسن نیست .
عامل دوم قیام امام حسین دعوت کوفه بود به عنوان یک شهر آماده . مردم
کوفه بعد از اینکه بیست سال حکومت معاویه را چشیدند و زجرهای زمان
معاویه را دیدند و مظالم معاویه را تحمل کردند واقعا بیتاب شده بودند ،
که حتی میبینید بعضی [١] معتقدند که واقعا در کوفه یک زمینه صد در صد
آمادهای بود و یک جریان غیر مترقب اوضاع را دگرگون کرد . مردم کوفه
هجده هزار نامه مینویسند برای امام حسین و اعلام آمادگی کامل میکنند . حال
که امام حسین آمد ومردم کوفه یاری نکردند ، البته همه میگویند پس زمینه
کاملا آماده نبوده ، ولی از نظر تاریخی اگر امام حسین به آن نامهها ترتیب
اثر نمیداد مسلم در مقابل تاریخ محکوم بود ، میگفتند یک زمینه بسیار
مساعدی را از دست داد ، و حال آنکه در کوفه امام حسن اوضاع درست بر
عکس بود ، یک کوفه خسته و ناراحتی بود ، یک کوفه متفرق و متشتتی بود ،
یک کوفهای بود که در آن هزار جور اختلاف عقیده پیدا شده بود ، کوفهای
بود که ما می بینیم امیرالمؤمنین در روزهای آخر خلافتش مکرر از مردم کوفه
و از عدم آمادگیشان شکایت میکند و همواره میگوید خدایا مرا از میان این
مردم ببر و بر اینها حکومتی مسلط کن که شایسته آن هستند تا بعد اینها قدر
حکومت مرا بدانند . اینکه عرض میکنم " کوفه آماده " یعنی بر امام
حسین اتمام حجتی شده بود ، نمیخواهم مثل بعضی ها بگویم کوفه یک آمادگی
واقعی داشت و امام حسین هم واقعا روی کوفه حساب میکرد . نه ، اتمام
حجت عجیبی بر امام حسین شد که فرضا هم زمینه آماده نباشد او
[١] [ مثل نویسنده " شهید جاوید " ] .