سیری در سیره ائمه اطهار - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٨
میتوانست لشکر فراهم کند که تا حدی برابری کند با لشکر جرار صد و پنجاه هزار نفری معاویه . نتیجه چه بود ؟ در صفین امیرالمؤمنین که در آنوقت نیروی عراق بهتر و بیشتر هم بود ، هجده ماه با معاویه جنگید ، بعد از هجده ماه که نزدیک بود معاویه شکست کامل بخورد آن نیرنگ قرآن سرنیزه بلند کردن را اجرا کردند . اگر امام حسن میجنگید ، یک جنگ چند سالهای میان دو گروه عظیم مسلمین شام و عراق رخ میداد و چندین ده هزار نفر مردم از دو طرف تلف میشدند بدون آن که یک نتیجه نهایی در کار باشد . احتمال اینکه بر معاویه پیروز میشدند آنطور که شرایط تاریخ نشان میدهد نیست ، و احتمال بیشتر این است که در نهایت امر شکست از آن امام حسن باشد . این چه افتخاری بود برای امام حسن که بیاید دو سه سال جنگی بکند که در این جنگ از دو طرف چندین ده هزار و شاید متجاوز از صد هزار نفر آدم کشته بشوند و نتیجه نهائیش یا خستگی دو طرف باشد که بروند سر جای خودشان ، و یا مغلوبیت امام حسن و کشته شدنش در مسند خلافت . اما امام حسین یک جمعیتی دارد که همه آن هفتاد و دو نفر است ، تازه آنها را هم مرخص میکند ، میگوید میخواهید بروید بروید من خودم تنها هستم . آنها ایستادگی میکنند تا کشته میشوند ، یک کشته شدن صد در صد افتخار آمیز . پس این دو تفاوت عجالتا در کار هست ، یکی اینکه امام حسن در مسند خلافت بود و اگر کشته میشد ، خلیفه در مسند خلافت کشته شده بود ، و دیگر اینکه نیروی امام حسن یک نیرویی بود که کم و بیش با نیروی معاویه برابری میکرد و نتیجه شروع این جنگ این بود که این جنگ مدتها ادامه پیدا کند و افراد زیادی از