سیری در سیره ائمه اطهار - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٥
همینطور که افتخار آمیز هم شد . اعتراض کرد به وضع موجود و به حکومت
موجود و به شیوع فساد و به اینکه اینها صلاحیت ندارند و در طول بیست سال
ثابت کردند که چه مردمی هستند ، و روی حرف خودش هم آنقدر پافشاری کرد
تا کشته شد . این بود که قیامتش یک قیام افتخار آمیز و مردانه تلقی
میشد و تلقی هم شد .
امام حسن وضعش از این نظر درست معکوس وضع امام حسین است ، یعنی کسی
است که در مسند خلافت جای گرفته است ، دیگری معترض به او است ، و اگر
کشته میشد خلیفه مسلمین در مسند خلافت کشته شده بود ، و این خودش یک
مسالهای است که حتی امام حسین هم از مثل اینجور قضیه احتراز داشت که
کسی در جای پیغمبر و در مسند خلافت پیغمبر کشته شود . ما میبینیم که امام
حسین حاضر نیست که در مکه کشته شود . چرا ؟ فرمود : این احترام مکه است
که از میان میرود . به هر حال مرا میکشند . چرا مرا در حرم خدا و در خانه
خدا بکشند که هتک حرمت خانه خدا هم شده باشد ؟ ! ما میبینیم
امیرالمؤمنین در وقتی که شورشیان در زمان عثمان شورش میکنند [١] ، فوق
العاده کوشش دارد که خواستههای آنها انجام شود نه اینکه عثمان کشته شود
. ( این در نهج البلاغه هست ) از عثمان دفاع میکرد ، که خودش فرمود من
اینقدر از عثمان دفاع کردم
[١] که به حق هم شورش کرده بودند ، یعنی اعتراضهایشان همه بجا بود ( سنیها هم اکنون قبول دارند که معترضین به عثمان اعتراضهایشان بجا بود ) و لهذا علی ( ع ) در دوره خلافتش هم اینها را گرامی میداشت . در میان معترضین و قتله عثمان افرادی مثل محمد بن ابی بکر ومالک اشتر بودند ، و اینها بعدها از خواص و از خصیصین امیرالمؤمنین شدند چنانکه قبل از آن هم بودند .