سیری در سیره ائمه اطهار - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٠
میدهد برای اینکه بتواند به حل مسأله در یک مورد بالخصوص نائل بشود ، والا ما نخواستیم به یک مسائل تعبدی استناد کرده باشیم . به نظر ما آنچه که ما الان در فقه میبینیم ، خود همین مسائل یک مسائل منطقی است ، اعم از اینکه آن را از روش ائمه استفاده کرده باشند یا از جای دیگر ) ببینیم اینکه در مواردی جهاد را مشروع میدانند ، آیا جای ایراد هست که چرا در این موارد جهاد مشروع است یا نه ؟ و نیز اینکه در مواردی صلح را مشروع میدانند آیا این منطقی است یا منطقی نیست ؟ ما خواستیم اینطور بفهمیم که هم مواردی که جهاد را مشروع دانستهاند منطقی است و هم مواردی که صلح را مشروع دانستهاند . بعد که این را از نظر منطق قبول کردیم ، آنوقت برویم دنبال اینکه ببینیم آیا کار امام حسن جایی بوده که باید جهاد بکند و صلح کرده ، یا کار امام حسین جایی بوده که میبایست صلح بکند و جهاد کرده ؟ ( چون هر دو ستون در اسلام هست : ستون جهاد و ستون صلح ) یا اینکه نه ، امام حسن در جایی صلح کرده که جای صلح کردن بوده و امام حسین در جایی جهاد کرده که جای جهاد کردن بوده است ، همینطور امیرالمؤمنین و پیغمبر . در مورد آنها که دیگر قطعی است . راجع به پیغمبر بالخصوص که دیگر جای بحث نیست ، زیرا پیغمبر در یک جا صلح کرده و در یک جا جنگ کرده است . سؤال : آیا در فقه برادران اهل تسنن ما در مورد جهاد اختلافی با فقه شیعه هست یا نه ، و اگر هست موارد اختلاف چیست ؟ سؤال دیگر اینکه در آنجایی که شرایط جهاد را فرمودید تسلط به مال وانفس بود به طور کلی ، آیا تسلط فکری در اینجا مطرح میشود یا نه ؟ و در این صورت نوع جهاد چه خواهد بود ؟