سیری در سیره ائمه اطهار - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٥
و به شما هم نگفتم که امسال وارد مکه میشویم ، من خواب دیدم و خواب من هم راست است و ما هم وارد مکه خواهیم شد . گفتند : پس این چه قرار دادی است که اگر از آنها یک نفر بیاید میان ما ، آنها اجازه داشته باشند او را ببرند ، اما اگر از ما کسی برود میان آنها ما نتوانیم او را بیاوریم ؟ فرمود : اگر از ما کسی بخواهد برود میان آنها ، او یک مسلمانی است که مرتد شده و به درد ما نمیخورد . مسلمانی که مرتد شده ، برود ، ما اصلا دنبالش نمیرویم . و اگر از آنها کسی مسلمان شود و بیاید نزد ما ، ما به او میگوئیم برو ، فعلا شما مسلمین در مکه به همان حالت استضعاف بسر ببرید ، خداوند یک راهی برای شما باز خواهد کرد . به شرایط خیلی عجیبی تن داد . همین سهیل بن عمرو یک پسر داشت که مسلمان و در جیش مسلمین بود . این قرار داد را که امضا کردند ، پسر دیگرش دوان دوان از قریش فرار کرد و آمد نزد مسلمین . تا آمد ، سهیل گفت قرار داد امضا شده ، من باید او را برگردانم . پیغمبر هم به او - که اسمش ابوجندل بود - فرمود برو ، خداوند برای شما مستضعفین هم راهی باز میکند . این بیچاره مضطرب شده بود ، داد میکشید و میگفت : مسلمین ! اجازه ندهید مرا ببرند میان کفار که مرا از دینم برگردانند . مسلمین هم عجیب ناراحت بودند و میگفتند : یا رسول الله ! اجازه بده این یکی را دیگر ما نگذاریم ببرند . فرمود : نه ، همین یکی هم برود . نشانی به همان نشانی که همینکه این قرار داد صلح رابستند و بعد مسلمین آزادی پیدا کردند وآزادانه میتوانستند اسلام را تبلیغ کنند ، در مدت یک سال یا کمتر ، از قریش آن اندازه مسلمان شد که در تمام آن مدت بیست سال مسلمان نشده بود . بعد هم اوضاع آنچنان به نفع