سیری در سیره ائمه اطهار - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦١
باقی ماندند : علی علیه السلام و عثمان ، [ روش حضرت از همین قبیل بود .
قضیه از این قرار بود که عمر شورائی مرکب از شش نفر را مأمور انتخاب
جانشین خود کرد . در این شورا ابتدا ] سه نفر کنار رفتند ، یکی به نفع
حضرت امیر و او زبیر بود ، یکی به نفع عثمان و او طلحه بود ، و یکی به
نفع عبدالرحمن و او سعد و قاص بود . سه نفر باقی ماندند . عبدالرحمن
گفت من هم داوطلب نیستم . باقی ماند دو نفر ، و رأی شد رأی عبدالرحمن .
عبدالرحمن به هر کس رأی بدهد او چهار رأی دارد ( چون خودش دو رأی داشت
، هر یک از آن دو هم دو رأی داشتند ) و طبق آن شورا خلیفه است . اول
آمد نزد حضرت امیر و گفت : " من حاضرم با تو بیعت کنم به شرط عمل به
کتاب خدا و سنت پیغمبر و سیره شیخین " . فرمود : " من با تو بیعت
میکنم به شرط عمل به کتاب خدا و سنت پیغمبر و آنچه خودم درک میکنم "
. بعد رفت نزد عثمان و گفت : " من با تو بیعت میکنم به شرط عمل به
کتاب خدا و سنت پیغمبر و سیره شیخین " . گفت : بسیار خوب ، قبول
میکنم ، در صورتی که عثمان از سیره شیخین هم منحرف شد . به هر حال ، در
آنجا آمدند به حضرت اعتراض کردند که چرا اینطور شد ؟ حال که اینها چنین
کاری کردند تو چه میکنی ؟ ( در نهج البلاغه است ) فرمود : « و الله لا
سلمن ما سلمت امور المسلمین ، و لم یکن فیها جور الا علی خاصة » [١] .
مادامی که ستم بر شخص من است ولی کار مسلمین بر محور و مدار خودش
میچرخد ، و آن کسی که به جای من هست اگر چه به ناحق آمده ، اما کارها را
عجالتا درست میچرخاند ، من تسلیمم و مخالفتی نمیکنم .
[١] نهج البلاغه ، خطبه . ٧٤