سیری در سیره ائمه اطهار - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١
میبیند ، یکی جریان معاویه و به اصطلاح قاسطین ، منافقینی که معاویه در
رأس آنهاست ، و یکی هم جریان خشکه مقدسها ، که خود اینها با یکدیگر
تضاد دارند . حالا اصحاب علی بعد از او چگونه رفتار بکنند ؟ فرمود : بعد
از من دیگر اینها را نکشید : " « لا تقتلوا الخوارج بعدی » " درست است
که اینها مرا کشتند ولی بعد از من اینها را نکشید ، چون بعد از من شما هر
چه که اینها را بکشید به نفع معاویه کار کردهاید نه به نفع حق و حقیقت ،
و معاویه خطرش خطر دیگری است . فرمود : " « لا تقتلوا الخوارج بعدی
فلیس من طلب الحق فاخطاه کمن طلب الباطل فادرکه » " [١] . خوارج را
بعد از من نکشید که آن که حق را میخواهد و اشتباه کرده مانند آن که از
ابتدا باطل را میخواسته و به آن رسیده است نیست . اینها احمق و
ناداناند ، ولی او از اول دنبال باطل بود و به باطل خودش هم رسید .
علی با کسی کینه ندارد ، همیشه روی حساب حرف میزند . همین ابن ملجم
را که گرفتند و اسیر کردند ، آوردند خدمت مولی علی ( ع ) . حضرت با یک
صدای نحیفی ( در اثر ضربت خوردن ) چند کلمه با او صحبت کرد ، فرمود :
چرا این کار را کردی ؟ آیا من بد امامی برای تو بودم ؟ ( من نمیدانم یک
نوبت بوده است یا دو نوبت یا بیشتر ، ولی همه اینها را که عوض میکنم
نوشتهاند ) یک بار مثل اینکه تحت تأثیر روحانیت علی قرار گرفت ، گفت
: " « ا فانت تنقذ من فی النار » ؟ " [٢] آیا یک آدم شقی و جهنمی
را تو میتوانی نجات دهی ؟ من بدبخت بودم که چنین کاری کردم ؟ و هم
نوشتهاند که یک بار که علی علیه السلام با او صحبت کرد ، با علی با
خشونت
[١] نهج البلاغه ، خطبه . ٦٠ [٢] سوره زمر ، آیه . ١٩