سیری در سیره ائمه اطهار - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٦
علی وارد کردن ، و علی تا وقتی که اینها قیام مسلحانه نکرده بودند با
آنها مدارا کرد حداکثر مدارا ، حتی حقوق اینها را از بیت المال قطع نکرد
، آزادی اینها را محدود نکرد . جلوی چشم دیگران میآمدند به او جسارت و
اهانت میکردند و علی حلم میورزید . علی بالای منبر صحبت میکرد ، یکی از
اینها پارازیت میداد . روزی علی بالای منبر بود ، یک کسی سؤالی کرد ،
علی بالبداهه یک جواب بسیار عالی به او داد که اسباب حیرت و تعجب
همه شد و شاید همه تکبیر گفتند . یکی از این خارجیها آنجا بود ، گفت :
" قاتله الله ما افقهه " خدا بکشد این را ، چقدر ملاست ؟ ! اصحابش
خواستند که بریزند به سر او ، فرمود چکارش دارید ، یک فحشی به من داده
، حداکثر این است که یک فحشی به او بدهید ، نه ، کاری به او نداشته
باشید .
علی مشغول نماز خواندن است ، نماز جماعت دارد میخواند ، در حالی که
خلیفه مسلمین است ( این چه حلمی است از علی ؟ ! ) اینها به علی اقتداء
که نمیکردند ، میگفتند علی مسلمان نیست ، علی کافر و مشرک است . در
حالی که علی مشغول قرائت حمد و سوره بود ، یکی از اینها به نام ابن
الکواب آمد با صدای بلند این آیه قرآن را خواند : " « و لقد اوحی الیک
و الی الذین من قبلک لئن اشرکت لیحبطن عملک »" [١] . خطاب به
پیغمبر است : ای پیغمبر ! به تو وحی شده است و به پیغمبران پیشین هم
وحی شده است ، اگر تو هم مشرک بشوی تمام اعمالت هدر رفته است ، یا آن
پیغمبران هم اگر مشرک بشوند تمام اعمالشان هدر رفته است . این آیه را
خواند ، خواست بگوید : علی ! ما قبول داریم که اول مسلمان تو هستی ،
سابقهات در اسلام چنین
[١] سوره زمر ، آیه . ٦٥