سیری در سیره ائمه اطهار - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠
نمیداد . در آخر فقط اجازه مهاجرت داد که عدهای به حبشه مهاجرت کردند ، و مهاجرت سودمندی هم بود . پیغمبر در مدت این سیزده سال چه میکرد ؟ تربیت میکرد ، تعلیم میداد ، یعنی هسته اصلی اسلام را به وجود میآورد . آن عدهای که شاید هنگام مهاجرت حدود هزار نفر بودند ، عدهای بودند که با روح اسلام آشنا بودند و اکثریتشان تربیتشان هم تربیت اسلامی بود . شرط اولی یک نهضت وجود یک کادر تعلیمی و تربیتی است که از یک عده افراد تعلیم داده شده و تربیت شده و آشنا با اصول و هدف و تاکتیک مرام به وجود آمده باشد . اینها را میشود به صورت یک هسته مرکزی به وجود آورد و بعد دیگران که ملحق میشوند شاگردهای اینها باشند و خودشان را با اینها تطبیق بدهند . سر موفقیت اسلام این بود . بنابراین تفاوتهای میان وضع علی ( ع ) و وضع پیغمبر ( ص ) ، یکی این بود که پیغمبر با مردم کافر ، یعنی با کفر صریح ، با کفر مکشوف و بی پرده روبرو بود ، با کفری که میگفت من کفرم ، ولی علی با کفر در زیر پرده ، یعنی با نفاق روبرو بود ، با قومی روبرو بود که هدفشان همان هدف کفار بود ، اما در زیر پرده اسلام ، در زیر پرده قدس و تقوا ، در زیر لوای قرآن و ظاهر قرآن . و تفاوت دوم این بود که در دوره خلفا ، مخصوصا در دوره عثمان آن مقداری که باید و شاید دنبال تعلیم و تربیتی را که پیغمبر گرفته بود نگرفتند ، فتوحات اسلامی زیادی صورت گرفت . فتوحات به تنهایی کاری نمیتواند بکند . پیغمبر سیزده سال در مکه ماند و اجازه نداد که مسلمین حتی از خودشان دفاع بکنند ، چون افراد هنوز لایق این دفاع و جهاد نبودند . اگر دست به جهاد و فتوحات هم باید زد ، به تناسب توسعه فرهنگ