سیری در سیره ائمه اطهار - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٨
در انتظار او هستید پسر من است ، و لهذا " مقاتل الطالبین " و دیگران نوشتهاند که گاهی با خصیصین خودش که روبرو میشد [ به دروغ بودن این مطلب اعتراف میکرد ] . یک وقتی با مردی به نام مسلم بن قتیبه که از نزدیکانش بود روبرو شد ، گفت : این محمد بن عبدالله محض چه میگوید ؟ گفت : " میگوید من مهدی امتم " . گفت : " اشتباه میکند ، نه او مهدی امت است نه پسر من " . ولی گاهی با یک افراد دیگری که روبرو میشد ، میگفت : " مهدی امت او نیست ، مهدی امت پسر من است " . عرض کردم بسیاری از کسانی که بیعت میکردند به همین عنوان بیعت میکردند ، از بس روایات مهدی از پیغمبر اکرم زیاد رسیده بود و در دست مردم بود ، و همین اسباب اشتباه مردمی میشد که کاملا تحقیق نمیکردند تا مشخصات بیشتری به دست آورند ، زود ایمان پیدا میکردند که این ، مهدی امت است .
محمد بن عجلان و منصور عباسی
و باز جریانهای دیگری در تاریخ اسلام میبینیم ، از جمله : یکی از فقهاء مدینه به نام " محمد بن عجلان " رفت با محمد بن عبدالله محض بیعت کرد . بنی العباس که ابتدا حامی اینها بودند ، مسئله خلافت که پیش آمد ، خلافت را گرفتند ، بعد هم سادات حسنی را کشتند . منصور این مرد فقیه را خواست ، تحقیق کرد ، ثابت شد که او بیعت کرده است . دستور داد دست او را ببرند . گفت این دستی که با دشمن من بیعت کرده است باید بریده شود . نوشتهاند فقهاء مدینه جمع شدند و شفاعت کردند و در شفاعتشان