سیری در سیره ائمه اطهار - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٣
آنگاه درد دلهایش را شروع کرد ، آن تقسیم بندی معروف : « الناس ثلاثه »
[١] مردم سه دسته هستند : عالم ربانی ، متعلمین ، و مردمان همج رعاع ،
و بعد شکایت از اینکه کمیل ! من آدم لایق پیدا نمیکنم که آنچه را میدانم
به او بگویم . یک افرادی آدمهای خوبی هستند ولی احمقند ، یک عدهای
افراد زیرکی هستند ولی دیانت ندارند و دین را وسیله دنیا داری قرار
میدهند . مردم را تقسیم بندی کرد و همه شکایت از تنهایی خود : کمیل ! من
احساس تنهایی میکنم ، من تنهایم ، ندارم آدم قابل و لایق که اسراری را که
در دل دارم به او بگویم . در آخر یکمرتبه میگوید : بله ، البته زمین
هیچگاه خالی نمیماند : « اللهم بلی ! لا تخلو الارض من قائم لله بحجة ،
اما ظاهرا مشهورا ، و اما خائفا مغمورا ، لئلا تبطل حجج الله و بیناته .
یحفظ الله بهم حججه و بیناته ، حتی یودعوها نظراءهم ، و یزرعوها فی قلوب
اشباههم » . فرمود : بله ، در عین حال هیچوقت زمین از حجت خدا خالی
نمیماند ، یا حجت ظاهر آشکار و یا حجتی که از چشمها پنهان و غایب است.
قیام مختار و اعتقاد به مهدویت
اولین باری که اثر اعتقاد مهدویت را در تاریخ اسلام میبینیم که ظهور میکند ، در جریان انتقام مختار از قتله امام حسین علیه السلام است . جای تردید نیست که مختار مرد بسیار سیاستمداری بوده و روشش هم بیش از آنکه روش یک مرد دینی و مذهبی باشد روش یک مرد سیاسی بوده است . البته نمیخواهم[١] الناس ثلاثة : فعالم ربانی ، و متعلم علی سبیل نجاش ، و همج رعاع.