سیری در سیره ائمه اطهار - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٠
یعنی مانعی در راه مأمون ایجاد نکند . به طور کلی ، هم منطقا و هم شرعا فرق است میان اینکه مفسدهای را ما خودمان بخواهیم تأثیری در ایجادش داشته باشیم - که در اینجا یک وظیفه داریم - و این که مفسده موجودی را بخواهیم از بین ببریم [ که در اینجا وظیفه دیگری داریم ] . مثالی عرض میکنم . یک وقت هست من شیر آب را باز میکنم که آب بیاید داخل حیاط شما خرابی ببار آورد . اینجا من ضامن حیاط شما هستم به جهت اینکه در خرابی آن تأثیر داشتهام . و یک وقت هست که من از کنار کوچه رد میشوم ، میبینم که شیر آب باز شده و آب به پای دیوار شما رسیده است . اینجا اخلاقا من وظیفه دارم که این شیر را ببندم و به شما خدمت کنم . نمیکنم و این ضرر به شما وارد میآید . در اینجا این کار بر من واجب نیست . این را گفتم از نظر این که خیلی فرق است میان این که کاری به دست شخصی یا به دست دست او میخواهد انجام شود ، و این که کاری را یک کس دیگر انجام میدهد و دیگری وظیفه از بین بردن آن را دارد . معاویه ، مافوقش علی ( ع ) بود ، یعنی تثبیت معاویه معنایش این بود که علی ( ع ) معاویه را به عنوان دستی برای خود بپذیرد ، ولی تثبیت [ مأمون توسط ] حضرت رضا ( به قول شما ) معنایش این است که حضرت رضا مدتی در مقابل مأمون سکوت داشته باشد . این ، دو وظیفه است ، در آنجا علی ( ع ) مافوق است . در اینجا قضیه برعکس است ، مأمون مافوق است . این که حضرت رضا مدتی با فضل بن سهل همکاری کند ، یا به قول شما [ مأمون را ] تثبیت کند ، یعنی مدتی در مقابل مأمون ساکت باشد . مدتی ساکت بودن برای مصلحت بزرگتر ، برای انتظار کشیدن یک فرصت بهتر ، مانعی ندارد .