سیری در سیره ائمه اطهار - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٣
است ولی سوابق زیادی با هارون دارد فورا رفت تمام وسائل کار خود را یکجا فروخت . ( او حمل و نقل دار بود ) . خبر دادند به هارون که صفوان هر چه شتر و وسایل حمل و نقل داشته همه را یکجا فروخته است . هارون احضارش کرد . گفت چرا این کار را کردی ؟ گفت : دیگر پیر شدهام و از کار ماندهام ، نمیتوانم بچههایم را خوب اداره کنم ، فکر کردم که دیگر از این کار به کلی صرف نظر کنم . هارون گفت : راستش را بگو . گفت : همین است . هارون خیلی زیرک بود ، گفت : آیا میخواهی بگویم قضیه چیست ؟ من فکر میکنم بعد از اینکه تو با من این قرار داد معامله را بستی موسی بن جعفر به تو اشارهای کرده . گفت : نه ، این حرفها نیست . گفت بیخود انکار نکن . اگر آن سوابق چندین سالهای که من با تو دارم نبود همین جا دستور میدادم گردنت را بزنند . همین ائمه که همکاری [ با خلفا ] را تا این حد نهی میکنند و ممنوع میشمارند ، در عین حال اگر کسی همکاریش به نفع جامعه مسلمین باشد ، آنجا که میرود از مظالم بکاهد ، از شرور بکاهد ، یعنی در جهت هدف و مسلک خود فعالیت کند نه آن کاری که صفوان جمال کرد که فقط تأیید و همکاری است این همکاری را جایز میدانند . یک وقت یک کسی میرود پستی را در دستگاه ظلم اشغال میکند برای اینکه از این پست و مقام حسن استفاده کند . این همان چیزی است که فقه ما اجازه میدهد ، سیره ائمه اجازه میدهد ، قرآن هم اجازه میدهد .
استدلال حضرت رضا
برخی به حضرت رضا اعتراض کردند که چرا همین مقدار