سیری در سیره ائمه اطهار - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٨
گفته اند ) حضرت رضا باید با فضل همکاری میکرد علیه مأمون ، و اگر این روح زردشتیگری در کار بوده ، بر عکس باید با مأمون همکاری میکرد علیه اینها تا کلک اینها کنده شود . روایات ما این دوم را بیشتر تأیید میکند ، یعنی فرضا هم ابتکار از فضل نبوده ، اینکه حضرت رضا با فضل میانه خوبی نداشت و حتی مأمون را از خطر فضل میترساند ، از نظر روایات ما امر مسلمی است . فرضیه دیگر این است که اصلا ابتکار از فضل نبوده ، ابتکار از خود مأمون بوده است . اگر ابتکار از خود مأمون بوده ، مأمون چرا این کار را کرد ؟ آیا حسن نیت داشت یا سوء نیت ؟ اگر حسن نیت داشت آیا تا آخر بر حسن نیت خود باقی بود یا در اواسط تغییر نظر پیدا کرد ؟ اینکه بگوئیم مأمون حسن نیت داشت و تا آخر هم بر حسن نیت خود باقی بود سخن غیر قابل قبول است . هرگز چنین چیزی نبوده ، حداکثر این است که بگوئیم در ابتدا حسن نیت داشت ولی در انتها تغییر عقیده داد . عرض کردیم که شیخ صدوق و ظاهرا شیخ مفید هم [ بر این عقیده بودهاند ] . شیخ صدوق در کتاب " عیون اخبار الرضا " عقیدهاش این است که مأمون در ابتدا حسن نیت داشت ، واقعا نذری کرده بود ، در آن گرفتاری شدیدی که با برادرش امین پیدا کرد که اگر خدا او را بر برادرش امین پیروز کند خلافت را به اهلش برگرداند ، و اینکه حضرت رضا [ از قبول ولایتعهد ] امتناع کرد از این جهت بود که میدانست که او تحت تأثیر احساسات آنی قرار گرفته و بعد پشیمان میشود ، شدید هم پشیمان میشود . البته بیشتر علما با این نظر شیخ صدوق و دیگران موافق نیستند و معتقدند که مأمون از اول حسن نیت نداشت و یک نیرنگ سیاسی در کار بود . حال نیرنگ