سیری در سیره ائمه اطهار - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩
پیغمبر درس آموزندهای است برای ما ، و ما را از جمود و خشکی خارج میکند ، به روح و معنا آشنا میسازد . البته در اینجا امام صادق شخصا بیان دارد ، اگر هم بیانی نمیداشت باز خود ما باید اینقدرها تعقل و قوه اجتهاد داشته باشیم ، اینها را متناقض و متضاد و متعارض ندانیم . این جمود مخصوصا در اخباریین زیاد است که حتی شرب دخان را منع میکنند . علیهذا یکی از طرق حل تعارضاتی که در سیرتهای مختلف است ، به اصطلاح حل عرفی و جمع عرفی است که از راه اختلاف مقتضیات زمان است . حتی در حل تعارضات قولی نیز این طریق را میتوان به کار برد گواینکه فقهاء ما توجه نکردهاند . یک مثال دیگر : به علی ( ع ) عرض کردند درباره این حدیث که « غیروا الشیب و لا تشبهوا بالیهود » . علی ( ع ) خودش این حدیث را روایت میکرد ولی عمل نمیکرد ، یعنی خودش رنگ نمیبست و خضاب نمیکرد . علی ( ع ) فرمود : این دستور ، مخصوص زمان پیغمبر است ، این تاکتیک جنگی بود که دشمن نگوید اینها یک عده پیر و پاتال هستند ، یک حیله جنگی بود که رسول اکرم به کار میبرد ولی امروز « فامرء و ما اختار » . حال اگر سیرت علی نبود و توضیح علی نبود ما میگفتیم پیغمبر فرمود ریشها را خضاب کنید ، تا قیامت به ریش مردم چسبیده بودیم که حتما باید ریشها را رنگ ببندید . پس این خود یک طریق حل تناقض است . البته این کار مطالعه کامل لازم دارد . یکی از علمای مطلع که مستقل فکر میکرد یادم