سیری در سیره ائمه اطهار - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٨
راستش را بگو ، چرا فروختی ؟ گفت : راستش همین است . گفت : نه ، من میدانم قضیه چیست . موسی بن جعفر خبردار شده که تو شترها را به من کرایه دادهای ، و به تو گفته این کار ، خلاف شرع است . انکار هم نکن ، به خدا قسم اگر نبود آن سوابق زیادی که ما از سالیان دراز با خاندان تو داریم دستور میدادم همین جا اعدامت کنند . پس اینهاست موجبات شهادت امام موسی بن جعفر علیه السلام . اولا : وجود اینها ، شخصیت اینها به گونهای بود که خلفا از طرف اینها احساس خطر میکردند . دوم : تبلیغ میکردند و قضایا را میگفتند ، منتها تقیه میکردند ، یعنی طوری عمل میکردند که تا حد امکان ، مدرک به دست طرف نیفتد . ما خیال میکنیم تقیه کردن ، یعنی رفتن و خوابیدن . اوضاع زمانشان ایجاب میکرد که کارشان را انجام دهند ، و کوشش کنند مدرک هم دست طرف ندهند ، وسیله و بهانه هم دست طرف ندهند یا لااقل کمتر بدهند . سوم : این روح مقاوم عجیبی که داشتند . عرض کردم که وقتی میگویند : آقا ! تو فقط یک عذر خواهی کوچک زبانی در حضور یحیی بکن ، میگوید : دیگر عمر ما گذشته است . یک وقت دیگری هارون کسی را فرستاد در زندان و خواست از این راه [ از امام اعتراف بگیرد ] ، باز از همین حرفها که ما به شما علاقهمندیم ، ما به شما ارادت داریم ، مصالح ایجاب میکند که شما اینجا باشید و به مدینه نروید والا ما هم قصدمان این نیست که شما زندانی باشید ، ما دستور دادیم که شما را در یک محل امنی در نزدیک خودم نگهداری کنند ، و من آشپز مخصوص فرستادم چون