سیری در سیره ائمه اطهار - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨١
وزیر هارون است ، شخص دوم مملکت است ، ولی شیعه است ، اما در حال استتار ، و خدمت میکند به هدفهای موسی بن جعفر ولی ظاهرش با هارون است . دو سه بار هم گزارشهایی دادند ، ولی موسی بن جعفر با آن روشن بینی های خاص امامت زودتر درک کرد و دستورهایی به او داد که وی اجرا کرد و مصون ماند . در میان افرادی که در دستگاه هارون بودند ، اشخاصی بودند که آنچنان مجذوب و شیفته امام بودند که حد نداشت ولی هیچگاه جرأت نمیکردند با امام تماس بگیرند . یکی از ایرانیهایی که شیعه و اهل اهواز بوده است میگوید که من مشمول مالیتهای خیلی سنگین شدم که برای من نوشته بودند و اگر میخواستم این مالیاتهایی را که اینها برای من ساخته بودند بپردازم از زندگی ساقط میشدم . اتفاقا والی اهواز معزول شد و والی دیگری آمد و من هم خیلی نگران که اگر او بر طبق آن دفاتر مالیاتی از من مالیات مطالبه کند ، از زندگی سقوط میکنم . ولی بعضی دوستان به من گفتند : این باطنا شیعه است ، تو هم که شیعه هستی . اما من جرأت نکردم بروم نزد او و بگویم من شیعه هستم ، چون باور نکردم . گفتم بهتر این است که بروم مدینه نزد خود موسی بن جعفر ( آن وقت هنوز آقا در زندان نبودند ) اگر خود ایشان تصدیق کردند او شیعه است از ایشان توصیهای بگیرم . رفتم خدمت امام . امام نامهای نوشت که سه چهار جمله بیشتر نبود ، سه چهار جمله آمرانه ، اما از نوع آمرانههایی که امامی به تابع خود مینویسد ، راجع به اینکه " قضاء حاجت مؤمن و رفع گرفتاری از مؤمن در نزد خدا چنین است و السلام " . نامه را با خودم مخفیانه آوردم اهواز