سیری در سیره ائمه اطهار - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨
همسایه یا ناظر اعمال اوست ناراحت نشود . اگر در زمان پیغمبر این وسعت عیش و این رخص میبود پیغمبر آنطور رفتار نمیکرد . مردم از این جهت آزادند که اینطور لباس بپوشند یا آنطور ، کهنه بپوشند یا نو ، این پارچه را انتخاب کنند یا آن پارچه را ، این طرز را یا آن طرز را . دین به این چیزها اهمیت نمیدهد ، آنچه که اهمیت میدهد آن چیزهاست [ یعنی اصولی مانند همدردی ، مساوات ، و عدل و انصاف ] . بعد فرمود : ولکن من را که این طور میبینی همیشه متوجه حقوقی که به مال من تعلق میگیرد هستم . . . پس بین روشن من و روش پیغمبر اختلاف اصولی و معنوی نیست . و لهذا در حدیث است که در زمان امام صادق خشکسالی پیدا شد ، امام صادق به ناظر خرج خود فرمود : [ برو گندمهای ذخیره ما را در بازار بفروش ، از این پس نان خود را به طور روزانه از بازار تهیه میکنیم ( و نان بازار از گندم و جو با هم تهیه میشد " . اسلام نمیگوید نان گندم بخور یا نان جو و یا گندم و جو را با هم مخلوط کن ، میگوید روش تو باید در میان مردم مقرون به انصاف و عدالت و احسان باشد . حال ما از این اختلاف روش رسول اکرم و امام صادق بهتر به روح اسلام پی میبریم . اگر امام صادق این بیان را نمیکرد و توضیح نمیداد ، ما آن جنبه از عمل رسول خدا را که مربوط به مقتضیات عصر آن حضرت است جزء دستور اسلام میشمردیم و بعد به ضمیمه آیه ٢١ از سوره احزاب که میفرماید به پیغمبر تأسی کنید صغری و کبری تشکیل میدادیم و تا قیامت مردم را در زیر زنجیر میکشیدیم ، ولی بیان امام صادق و توضیح آن حضرت و اختلاف روش آن حضرت با روش