سیری در سیره ائمه اطهار - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧
پیشوای معصوم و یا طول عمر یک پیشوا انسان بهتر میتواند روح تعلیمات دینی را از آنچه که مربوط به مقتضیات عصر و زمان است تشخیص دهد ، روح را بگیرد و امور مربوط به مقتضیات زمان را رها کند . ممکن است پیغمبر یک عملی بکند به حکم اینکه روح دین اقتضا میکند ، و ممکن است یک عملی بکند به حکم مقتضیات زمان ، مثل همان مثالی که راجع به زندگانی فقیرانه عرض کردم که رسول خدا فقیرانه زندگی میکرد و امام صادق مثلا نه . حال یک داستانی نقل میکنم که خوب روح این مطلب را بشکافد : در حدیث معروفی که هم در " کافی " و هم در " تحف العقول " است آمده که سفیان ثوری آمد به حضور امام صادق [ و نسبت به اینکه امام لباس لطیفی پوشیده بود اعتراض کرد که پیغمبر چنین لباسی نمیپوشید . حضرت فرمود : ] تو خیال میکنی چون پیغمبر چنان بود مردم تا ابد [ باید آنطور باشند ؟ ! ] تو نمیدانی این جزء دستور اسلام نیست ؟ ! تو باید عقل داشته باشی ، اینقدر عقل و قوه حساب داشته باشی ، آن عصر و زمان و آن منطقه را در نظر بگیری . در آن زمان زندگانی متوسط همان بود که پیغمبر داشت . دستور اسلام مواسات و مساوات است . باید دید اکثریت مردم در آن زمان چگونه زندگی داشتهاند . البته برای پیغمبر که پیشوا و مقتدا بود و مردم جان و مال خود را در اختیار او میگذاشتند همه جو زندگی فراهم بود ، ولی هرگز رسول اکرم با وجود چنان زندگی عمومی ، برای شخص خودش امتیازی قائل نمیشد . آنچه دستور اسلام است همدردی است ، مواسات و مساوات است ، عدل و انصاف است ، روش نرم و ملایم است که در روح فقرا تولید عقده ننماید ، آن کسی که رفیق یا