سیری در سیره ائمه اطهار - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٠
شده بودند که اینها سابقه فکری و علمی داشتند . عامل سوم که زمینه را مساعد می کرد جهان وطنی اسلامی بود ، یعنی اینکه اسلام با وطنهای آب و خاکی مبارزه کرده بود و وطن را وطن اسلامی تعبیر میکرد که هر جا اسلام هست آنجا وطن است و در نتیجه تعصبات نژادی تا حدود بسیار زیادی از میان رفته بود به طوری که نژادهای مختلف با یکدیگر همزیستی داشتند و احساس اخوت و برادری میکردند ، مثلا شاگرد ، خراسانی بود و استاد مصری ، یا شاگرد مصری بود و استاد خراسانی . حوزه درس تشکیل داده میشد ، آن که به عنوان استاد نشسته بود مثلا یک غلام بربری بود مثل نافع یا عکرمه غلام عبدالله بن عباس . یک غلام بربری میآمد مینشست ، بعد میدیدید عراقی ، سوریهای ، حجازی ، مصری ، ایرانی و هندی پای درس او شرکت کردهاند . این یک عامل بسیار بزرگی بوده برای اینکه زمینه این جهش و جنبش را فراهم کند . و از این شاید بالاتر آن چیزی است که امروز اسمش را " تسامه و تساهل دینی " اصطلاح کردها ند و مقصود همزیستی با غیر مسلمانان است ، مخصوصا همزیستی با اهل کتاب ، یعنی مسلمانان اهل کتاب را برای اینکه با آنها همزیستی کنند تحمل میکردند و این را بر خلاف اصول دینی خودشان نمیدانستند . و در آن زمان اهل کتاب اهل علم بودند . اینها وارد جامعه اسلامی شدند ومسلمین مقدم اینها را گرامی شمردند و در همان عصر اول ، معلومات اینها را ازایشان گرفتند ، و در عصر دوم دیگر در رأس جامعه علمی ، خود مسلمین قرار گرفتند . مسئله تسامح و تساهل با اهل کتاب نیز یک عامل فوق العاده مهمی بوده است . البته خود این هم ریشه حدیثی دارد . ما احادیث زیادی در این زمینه داریم . حتی مرحوم مجلسی در