سیری در سیره ائمه اطهار - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦
و پیچ و خمها و تغییرها و موضوعهای مختلف پیش نمیآید که ما عمل آن پیشوا و طرز مواجه شدن آن پیشوا را با صورتهای مختلف و شکلهای مختلف موضوعات ببینیم و در نتیجه استاد بشویم و مهارت پیدا کنیم که ما هم در این دنیای متغیر چگونه مواجه شویم و در این زندگی متغیر چگونه اصول کلی دین را با موضوعات مختلف و متغیر تطبیق کنیم ، زیرا دین یک بیانی دارد و یک تطبیقی و عملی ، عینا مانند درسهای نظری و درسهای عملی . درسهای عملی طرز تطبیق نظریهها است با موضوعات جزئی و مختلف . ولی اگر ٢٥٠ سال یک پیشوای معصوم داشته باشیم که با اقسام و انواع صورتهای قضایا مواجه شود و طریق حل آن قضایا را به ما بنمایاند ما بهتر به روح تعلیمات دین آشنا می شویم و از جمود و خشکی و به اصطلاح منطق " اخذ ما لیس بعلة " و یا " خلط ما بالعرض بما بالذات " نجات پیدا میکنیم . " خلط ما بالعرض بما بالذات " یعنی دو چیزی که همراه یکدیگرند یکی از آنها در امر سومی دخالت دارد و همراهی آن دیگری با آن امر سوم اصالت ندارد بلکه به اعتبار این است که به حسب اتفاق همراه اولی بوده است و ما اشتباه کنیم و بپنداریم که آن چیزی که مستلزم امر سوم است اوست . فرض کنید الف و ب در ظرفی همراه یکدیگر بودهاند و الف تولیدج میکند ، بعد ما خیال کنیم که ب مولدج است یا خیال کنیم در تولید کردن الفج را ، ب هم دخالت دارد . در سیره پیشوایان دین شک نیست که آنها هم هر کدام در زمانی بودهاند و زمان و محیط آنها اقتضائاتی داشته است و هر فردی ناچار است که از مقتضیات زمان خود پیروی کند ، یعنی دین نسبت به مقتضیات زمان ، مردم را آزاد گذاشته است . حال در زمینه تعدد