سیری در سیره ائمه اطهار - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٠
بود و از شهوات پرهیز داشت . و در مدینه اقامت کرد و بر دوستان خود اسرار علوم را افاضه میکرد : و یفیض علی الموالی له اسرار العلوم ، ثم دخل العراق . مدتی هم به عراق آمد . بعد اشاره به کناره گیری امام از سیاست میکند و میگوید : " و لاناز فی الخلافه احدا " " با احدی در مسئله خلافت به نزاع بر نخواست " . او این کناره گیری را اینطور تاویل میکند ، میگوید : " امام آنچنان غرق در بحر معرفت و علوم بود که اعتنایی به این مسائل نداشت " . من نمیخواهم توجیه او را صحیح بدانم ، مقصود اقرار اوست که امام تا چه حد در دریای معرفت غرق بود . میگوید : و من غرق فی بجر المعرفة لم یقع فی شط . آن که در دریای معرفت غرق باشد خودش را در شط نمیاندازد ( میخواهد بگوید اینجور چیزها شط است ) و من تعلی الی ذروش الحقیقة لم یخف من حط آن که بر قله حقیقت بالا رفته است از پایین افتادن نمیترسد . همین شهرستانی که این سخن را درباره امام صادق میگوید ، خودش دشمن شیعه است ، در کتاب " الملل و النحل " آنچنان شیعه را میکوبد که حد ندارد ، ولی برای امام صادق تا این مقدار احترام قائل است ، و این یک حسابی است . امروز خیلی از علماء در دنیا هستند که با اینکه با مذهب تشیع فوق العاده دشمن و مخالفند ولی برای شخص امام صادق که این مذهب به او منتسب است احترام قائل اند . لابد پیش خودشان اینطور توجیه میکنند که آن چیزهایی که مخالف نظر آنهاست از امام صادق نیست ؟ ولی به هر حال برای شخص امام صادق احترام فوق العادهای قائل هستند .