سیری در سیره ائمه اطهار - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٢
میکردند . وضع عجیبی بود . در همه نماز جمعهها امیرالمؤمنین را لعن میکردند ، در حضور امام حسن و امام حسین امیرالمؤمنین را بالای منبر در مسجد پیغمبر لعن میکردند ، و لهذا ما میبینیم که تاریخ امام حسین در دوران حکومت معاویه - یعنی بعد از شهادت حضرت امیر تا شهادت خود حضرت امام حسین - یک تاریخ مجهولی است ، هیچ کس کوچکترین سراغی از امام حسین نمیدهد ، هیچ کس یک خبری ، یک حدیثی ، یک جملهای ، یک مکالمهای ، یک خطبهای ، یک خطابهای ، یک ملاقاتی را نقل نمیکند . اینها را در یک انزوای عجیبی قرار داده بودند که اصلا کسی تماس هم نمیتوانست با آنها بگیرد . امام حسین با آن وضع اگر پنجاه سال دیگر هم عمر میکرد باز همین طور بود یعنی سه جمله هم از او نقل نمیشد ، زمینه هر گونه فعالیت گرفته شده بود . در اواخر دوره بنی امیه که منجر به سقوط آنها شد ، و در زمان بنی العباس عموما - بالخصوص در ابتدای آن - اوضاع طور دیگری شد ( نمیخواهم آن را به حساب آزاد منشی بنی العباس بگذارم ، به حساب طبیعت جامعه اسلامی باید گذاشت ) به گونهای که اولا حریت فکری در میان مردم پیدا شد . ( در این که چنین حریتی بوده است ، آزادی فکر و آزادی عقیدهای وجود داشته بحثی نیست . منتها صحبت در این است که منشاء این آزادی فکری چه بود ؟ و آیا واقعا سیاست بنی العباس چنین بود ؟ ) و ثانیا شور و نشاط علمی در میان مردم پدید آمد ، یک شور و نشاط علمی ئی که در تاریخ بشر کم سابقه است که ملتی با این شور ونشاط به سوی علوم روی آورد ، اعم از علوم اسلامی - یعنی علومی که مستقیما مربوط به اسلام است ، مثل