سیری در سیره ائمه اطهار - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٠
دو نامه به وسیله دو نفر میفرستد به مدینه ، یکی برای امام صادق و یکی برای عبدالله محض - که از بنی اعمال حضرت و از اولاد امام مجتبی بود - و از این دو نفر عبدالله محض خوشحال میشود و استقبال میکند ولی امام صادق فوق العاده بی اعتنایی میکند ، حتی نامهاش را نمیخواند و در حضور آورنده آن ، جلوی چراغ میگیرد و میسوزاند ، میگوید جواب این نامه همین است ، که راجع به این قسمت مفصل صحبت کردیم به طور کلی این مطلب بسیار روشن است که امام صادق از نظر تصدی امر حکومت و خلافت خیلی حالت کناره گیری به خود گرفت و هیچ گونه اقدامی که نشانهای از تمایل امام باشد به این که زعامت را در دست گیرد وجود نداشت . این به چه علت بوده و چه جهتی در کار بوده است ؟ البته در این جهت شک نیست که اگر فرض کنیم که زمینه ، زمینه مساعدی برای امام بود که اگر اقدام میکرد حکومت را در دست میگرفت امام میبایست اقدام میکرد ، ولی صحبت در این جهت است که اگر زمینه صد در صد مساعد نبود و مثلا صدی پنجاه مساعد بود ، چه مانعی داشت که امام اقدام میکرد حتی اگر کشته میشد . باز همان مقایسه با وضع و روش امام حسین مطرح میشود . در اینجا میخواهیم مقداری درباره مشخصات و خصوصیات عصر امام صادق و فعالیتهایی که امام از نظر اسلامی در عهد خودشان کردند صحبت کنیم که اگر امام حسین هم در این زمان میبودند قطعا به همین شکل عمل میکردند ، و این زمان با زمان امام حسین چه تفاوتی داشت . البته عرض کردم صحبت این نیست که زمینه حکومت فراهم بود و امام اقدام نکرد صحبت این است که چرا امام