سیری در سیره ائمه اطهار - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٦
تا عدی بن حاتم بلند شد و مردم را ملامت کرد و بعد گفت من خودم که راه افتادم ، و خودش راه افتاد ، یک هزار نفری هم داشت ، بعد دیگران راه افتادند ، و بعد خود امام حسن راه افتاد رفت به نخلیه کوفه ، ده روز آنجا بود ، فقط چهار هزار نفر جمع شدند . بار دوم حضرت آمد مردم را بسیج کرد . این بار جمعیت زیاد آمدند ، ولی باز در همانجا ضعف نشان دادند ، به یک عده از رؤسایشان پول دادند ، شب فرار کردند ورفتند ، یک عده به شکل دیگر ، ویک عده به شکل دیگر ، حضرت دید زمینه دیگر زمینه جنگیدن افتخار آمیز نیست . سئوال : اینکه فرمودید اگر امام حسن صلح نمیکرد تاریخ او را ملامت میکرد که چرا با این که میتوانستی شرایط خود را در صلحنامه بگنجانی این کار را نکردی درست به نظر نمیرسد ، زیرا مردم فرستادن کاغذ سفید امضاء برای امام حسن را یک نیرنگ تلقی میکردند چرا که این کار بدین معنی است که تو هر چه میخواهی بنویس ، من که حرفهای تو را قبول ندارم . معاویه را مردم در زمان حضرت امیر شناخته بودند . . . جواب : اتفاقا در آن سفید امضاء ، معاویه میتوانست نیرنگ دیگری به کار ببرد و آن این است که ببیند شرایطی که امام حسن مینویسد یک شرایط اسلامی است یا شرایط غیر اسلامی ؟ چون معاویه از نظر وضع و موقعیت خودش - از نظر واقعیت هم همینطور - میخواست روشن شود که امام حسن چه میخواهد ؟ ( هم امام حسن میخواست این کار بشود و هم معاویه ) آیا شرایط او به نفع خودش است یا به نفع مسلمین ؟ ما دیدیم همه شرایط به نفع مسلمین بود ، و