سیری در سیره ائمه اطهار - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٤
است که حضرت مردم را دعوت به جهاد کرد و بعد از اصحاب با وفایش که
در صفین کشته شدند یاد کرد و فرمود : « این اخوانی الذین رکبوا الطریق و
مضوا علی الحق ، این عمار ؟ و این ابن التیهان ؟ و این ذوالشهادتین ؟ »
[١] و بعد گریست ، این خطابه را در نماز جمعه خواند ، مردم را دعوت کرد
که حرکت کنند ، ونوشتهاند هنوز جمعه دیگر نرسیده بود که ضربت خورد و
شهید شد . امام حسن هم در ابتدا تصمیم به جنگیدن با معاویه داشت ، ولی
آنچه که از اصحابش ظهور و بروز کرد از عدم آمادگی و اختلافات داخلی ،
تصمیم امام حسن را از جنگ منصرف به صلح کرد ، یعنی امام حسن دید این
جنگیدن یک جنگیدن افتضاح آمیزی است ، با این مردم جنگیدن ، افتضاح و
رسوایی است . در " ساباط " اصحاب خودش آمدند با نیزه به پای او زدند
.
یکی از امتیازات بزرگ جریان امام حسین این است که امام حسین یک
هسته نیرومند ایمانی به وجود آورد که اینها در مقابل هر چه شداید بود
مقاومت کردند . تاریخ نمینویسد که یک نفر از اینها به لشکر دشمن رفته
باشد ، ولی تاریخ مینویسد که عده زیادی از لشکر دشمن در همان وقایع
عاشورا به اینها ملحق شدند ، یعنی در اصحاب امام حسین کسی نبود که ضعف
نشان دهد مگر یک نفر ( یا دو نفر ) به نام ضحاک بن عبدالله مشرقی که از
اول آمد به امام حسین گفت من با شما میآیم ولی یک شرطی با شما دارم و
آن این است که تا وقتی که احتمال بدهم وجود من به حال شما مفید است
[١] نهج البلاغه ، خطبه . ١٨٢