استفتاءات جديد - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٢ - مسائل متفرّقه ارث
ديگرش. آن مرحوم وصيّت كرد به شرطى كه نامادرى من شوهر نكند، اضافه بر هشت يك ارث ببرد. بر همين اساس، توافقى صورت گرفت و ايشان پس از اخذ ارث، با زير پا گذاشتن وصيّتنامه، ازدواج كرد. وكيل ايشان با تردستى توافقنامه را طورى تنظيم كرد كه ضمن عمل به مفاد وصيّت، در تقسيم ارث نامى از وصيّتنامه برده نشد. با توجّه به مقدّمه فوق به سؤالات زير پاسخ فرماييد:
الف) آيا عدم ذكر لفظ وصيّتنامه در توافقنامه، از طرف وكيل (كه در حقيقت راه را براى ازدواج اين خانم پس از گرفتن ارث باز كرده) نوعى تدليس محسوب مىشود؟
جواب: در صورتى كه به شرط عمل نكرده و ازدواج نموده باشد، ازدواجش صحيح است؛ ولى بايد مازاد بر يك هشتم را به ورثه برگرداند. (اگر هر دو همسر حيات دارند يك هشتم سهم مجموع آنهاست).
ب) آيا نامادرى من با استناد به عدم ذكر لفظ وصيّتنامه در توافقنامه، مىتواند ادّعا كند كه ازدواج او و شكستن شرط پدرم پس از گرفتن ارث، اشكالى ندارد؟
جواب: بايد مطابق شرط عمل كند و يا مقدار اضافه را برگرداند.
سؤال ١٣٦٠- مىدانيم كه فرزندخواندگان ارث نمىبرند. حال اگر زن و مردى كه كودكى را به فرزندى قبول كردهاند، فرزندى از خود نداشته باشند، آيا بازهم فرزندخوانده ارث نمىبرد؟.
جواب: فرزندخوانده احكام فرزند را ندارد و در هيچ حالت ارث نمىبرد؛ ولى مرد و زنى كه او را به فرزندى پذيرفتهاند مىتوانند وصيّت كنند كه مقدارى از اموال آنها (حدّ اكثر تا ثلث) را به فرزندخوانده خويش بدهند، و يا در حال حيات و صحّت و سلامت، بخشى از اموال خود را به او واگذار كنند و مىتوانند حقّ فسخ را براى خود مادام الحياه محفوظ دارند.
سؤال ١٣٦١- از شخصى سه فرزند دختر باقى مانده است، كه هر كدام بالغه و عاقله و داراى فرزند هستند، مقدارى ملك از پدرشان باقى مانده است، يكى از آنها برادر