استفتاءات جديد - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣١ - فصل سى و هشتم احكام وقف
كنجكاوى زياد پى برديم كه چنين نيست. حال با اذعان به اين مطلب كه خريدوفروش چنين زمينى اصلًا جايز نيست و قلباً نيز از درآمد آن اكراه داريم و خود را نيز مالك نمىدانيم، چه بايد كرد؟
جواب: چنانچه زمين مزبور موقوفه بوده، معامله باطل است و شما حق داريد پول پرداخت شده و خساراتى كه آنجا متحمّل شدهايد را از فروشندگان بگيريد و اگر بين فروشندگان و اوقاف به صورت مشاع بوده و زمين را بطور مفروض به شما فروختهاند، حق داريد معامله را فسخ كنيد و تمام خسارات خود را بگيريد و اگر صاحبان زمين، با اوقاف زمين را تفكيك كردهاند، معامله صحيح است و جايى براى فسخ نيست.
سؤال ١٢٦٤- زارعين چهار دانگ روستاى فوقالذّكر نيز در اين معضل بزرگ ماندهاند؛ چرا كه بعضى از آنها پنج يا شش برادر هستند و به هر كدام مقدار كمى زمين تعلّق مىگيرد؛ آنها هم نمىتوانند سهميّه زمين خود را به يكى از آنها بفروشند و نه مقدار كم زمين قابليّت آن را دارد كه هر كدام آن را به تنهايى كشت كنند و بعضىها هم به خاطر همين مسأله زمين را رها كرده و به شهر رفتهاند، چون راه درآمدى ندارند. آيا اداره اوقاف، اجازه دارد زمينهاى مذكور را تفكيك نمايد؟
جواب: اگر مصلحت موقوفه آن است كه تفكيك شود، تفكيك كردن آن مجاز است.
سؤال ١٢٦٥- در مدرسه علميّه واقع در طبقه فوقانى مسجدى، حدوداً ١٨ سال است فعّاليتهايى از قبيل خيّاطى، گلدوزى، عكّاسى، قالىبافى، تزريقات و مانند آن به عمل مىآيد، نظر به اين كه طبق وقفنامه، مكان ذكر شده براى مدرسه علوم دينى وقف شده است، آيا چنين فعّاليّتهايى مشروع و استمرار آن صحيح است؟
جواب: مدرسه مزبور بايد در اختيار طلّاب علوم دينى قرار بگيرد؛ مگر اين كه در آنجا مطلقاً طلبهاى نباشد و مكان مزبور بىفايده بماند، در اين صورت