مبانى حجّيت آراى رجالى - صرّامى، سيف اللّه - الصفحة ٨٥
او در جاى ديگرى براى اثبات صحّت احاديث اين كتب ، ٢١ وجه ادّعا مى كند و دليل نخست را چنين مى آورد : ما به علم قطعى ـ كه از تواتر و اخبار همراه با قرينه حاصل شده است ـ مى دانيم كه شيوه پيشينيان دانشمند ما و امامان معصوم عليهم السلام در طول تاريخ سيصد ساله خود ، بر ضبط احاديث و تدوين آنها ، در مجالس امامان عليهم السلامو غير آن بوده است . كوشش دانشمندان ما در اين مدّت طولانى ، صرف تأليف احكام مورد نياز شيعه شده است . اينان ، عمر خود را در تصحيح ، حفظ و به تأييد معصومان رساندن اين احاديث گذرانده اند . اين روش تا زمان مؤلّفان كتب اربعه ، تداوم داشته و آثار آن ـ كه تأليف كتاب هاى حديثى مدّونى بوده ـ تا مدّتى پس از تأليف كتب اربعه هم وجود داشته است . كتب اربعه از روى همين آثار كه براى همه معلوم بوده و بر ثبوت آنها اتّفاق داشته اند ، تدوين شده است . بسيارى از اين آثار به دست ما نيز رسيده است ... . [١] برخى از صاحب نظران ، اين دليل را دربين دليل هاى متعدّدى كه صاحب وسائل و ديگران براى اثبات نظر خود آورده اند ، بهترين شمرده اند . [٢] البته غير از اين كه بسيارى از اين ادلّه متداخل اند ، همه آنها نيز ناظر به اثبات قطعيت كتب نيستند . برخى از آنها براى ادّعاى وثوق و اطمينان ، و برخى نيز از باب شهادت صاحبان كتب و مانند آن ، در پىِ اثبات صِرف اعتبار و حجّيت اند كه در بخش هاى ديگر همين گفتار ، خواهد آمد . به هر حال ، اين ادّعا ، به هيچ روى قابل دفاع نمى نمايد .ادلّه اقامه شده براى آن نيز ، نه به تنهايى و نه در مجموع ، چنين ادّعايى را ثابت نمى كنند . آنچه از اين ادلّه ـ كه نمونه اى از آن گذشت ـ به دست مى آيد ، اين است كه در اثر تلاش و كوشش
[١] همان ، ص٩٦ .[٢] معجم رجال الحديث ، ج١ ، ص٢٢ .