مبانى حجّيت آراى رجالى - صرّامى، سيف اللّه - الصفحة ٧٥
رجالى در ارتباط اين دو با هم نگاه شود ، اهميّت و حسّاسيت بيشترى پيدا مى كند . نزديكى اين دو دانش تا حدّى است كه برخى از صاحب نظران را بر آن داشته تا به بيان تفاوت آنها با يكديگر بپردازند . مثلاً برخى تفاوت را در اين ديده اند كه موضوع كار در درايه ، سند به عنوان يك مجموعه است ؛ ولى در رجال هر يك از افراد آن ، موضوع كار است . [١] برخى ديگر ، تفاوت را چنين نگاشته اند كه موضوع رجال ، «محدّث (راوى)» است و هدف آن ، آگاهى بر وثاقت ، ضعف و اندازه ضابط بودن اوست ؛ ولى موضوع درايه ، «حديث» و هدف آن ، شناخت اقسام حديث و مسائل مربوط به آن است . [٢] با وجود اين ، برخى از مبانى رجالى عينا در علم درايه (لااقل در برخى از نگارش هاى آن) نيز بحث شده است . مثلاً در الدراية ى شهيد ثانى ، پس از بيان كبراى كلّى كسى كه روايت او قبول مى شود ، [٣] به راه هاى شناخت مصاديق كسانى كه روايت آنها موردقبول است نيز پرداخته است . مثلاً بحث شده كه عدالت راوى آيا با خبر دادن يك نفر ـ كه اصطلاحا «تزكيه واحد» ناميده مى شود ـ ثابت مى شود يا نه؟ آيا خبر دادن به وثاقت يا عدالت ـ كه «تعديل» ناميده مى شود ـ لازم است همراه با بيان سبب آن باشد يا نه؟ و ... [٤] و يا اگر در مورد كسى جرح و تعديل واقع شد ، جرح مقدّم است يا تعديل ؟ [٥] اينها مباحث كلّى اى است كه در راستاى اثبات اوصاف تك تكِ راويان به كار مى آيد نه اين كه كبريات كلّى در تشخيص حديث معتبر (به معناى عام) از غير معتبر باشد .
[١] مقباس الهداية ، ج ١ ، ص ٤٢ .[٢] كلّيات فى علم الرجال ، ص١٤ .[٣] الدراية ، ص٩٢ به بعد .[٤] همان ، ص٦٩ به بعد .[٥] همان ، ص٧٣ .