مبانى حجّيت آراى رجالى - صرّامى، سيف اللّه - الصفحة ١٦٦
نوشته هاى رجالى ، در همين راستا بوده است . [١] در اين دليل ، البته اشكال هايى وجود دارد . ممكن است گفته شود اوّلاً همه گردآورندگان جوامع روايى چنين همّتى نداشته اند . مثلاً كتاب روايى مشهورى مانند تفسير العياشى و يا كتاب تحف العقول ، خالى از سند است . ثانيا رواياتى كه بدون سند در جوامع روايى نقل شده ، (مرسلات و مرفوعات) ، كم نيستند . ادلّه ديگرى نيز اقامه شده [٢] كه نقل و نقد آنها موجب اطاله سخن است .
گفتار دوم : نقد ادلّه نفى نياز به علم رجال
براى تكميل بحث نياز به علم رجال (به معناى بررسى حال راويان اخبار از جهت اعتبار نقل آنان) بايد پاسخ ادلّه اى كه در نفى آن اقامه شده ، داده شود . چنان كه قبلاً اشاره شد ، ادلّه نفى بر دو دسته است : برخى در جهت اثبات عدم جواز نظر در حال راويان است و برخى در جهت اثبات بى ثمر بودن آن . بديهى است كه دانش رجال به عنوان يكى از دانش هايى كه به فقه هم خدمات مى دهد ، ثمره اى مهم با نظر به روند اجتهاد در فقه دارد . كسى كه مى گويد رجال ، ثمره اى ندارد ، به ثمره آن در روند اجتهاد نظر دارد ، همچنان كه طرفدار ثمره هم به روند اجتهاد ، نظر دارد . در ادلّه پيش گفته براى اثبات ثمره هم به همين نكته توجّه شده بود . بنا بر اين ، اگر ثمره اى در غير دانش فقه متصوّر باشد ، در اين جا موردنظر نيست . به نظر مى رسد كه ثمره رجال ، فقط در دانش فقه نيست و در دانش تاريخ نيز مى توان از دانش رجال ، بهره گرفت . هرچند در آن جا حجّيت مطرح نيست ؛ ولى از دانش رجال براى كاوش در نقل هاى تاريخى و نزديك تر شدن به واقعيت آنها مى توان بهره جست . اكنون ادلّه منكران با نقد آنها مى آيد : [٣]
[١] تنقيح المقال ، ج١ ، ص١٧٥ ؛ كلّيات فى علم الرجال ، ص٢٨ .[٢] تنقيح المقال ج١ ، ص ١٧٤ ـ ١٧٥ .[٣] اين ادلّه غالبا از مامقانى (در تنقيح المقال) و جعفر سبحانى (در كلّيات فى علم الرجال) نقل شده ، ولى برخى از آنها را در اين منبع هم مى توان ديد . (الدُرر النجفية ، يوسف البحرانى ، ص ١٦٦ ـ ١٦٩)