مبانى حجّيت آراى رجالى - صرّامى، سيف اللّه - الصفحة ٤١
٣ . نجاشى در شرح حال عبيد اللّه بن على بن ابى شعبه حلبى ، بعد از توثيق او ، پدرش و برادرانش مى گويد : قرائته : أ ترى لهؤلاء مثل هذا؟ [١]
كتاب خود را نوشت و بر امام صادق عليه السلام عرضه كرد و حضرت ، آن را تصحيح كرد و هنگام قرائت آن فرمود : آيا براى آنها (شيعيان) ، اين كتاب نظيرى هم دارد؟
٤ . نجاشى به سند صحيح از داوود بن قاسم جعفرى چنين نقل مى كند : عرضت على أبي محمّد صاحب العسكر عليه السلام كتاب يوم وليلة ليونس . فقال لي : تصنيف من هذا؟ فقلت : تصنيف يونس مولى آل يقطين . فقال : اعطاه اللّه بكل حرف نورا يوم القيامة . [٢]
كتاب يومٌ وليلة ى يونس [ بن عبد الرحمان ] را خدمت امام حسن عسكرى عليه السلامعرضه داشتم . فرمود : تصنيف چه كسى است؟ گفتم : تصنيف يونس مولى (آزاد شده) آل يقطين است . فرمود : خداوند به هر حرف آن ، نورى در روز قيامت به او عطا فرمايد .
البته ممكن است با توجّه به پرسشى كه از نويسنده كتاب شده ، روايت را فقط دليل بر توثيق يونس بدانيم ، چنانچه از امام رضا عليه السلام هم به طور خاص ، توثيق وى روايت شده است . [٣] در اين صورت ، اگر كتاب هم تأييد مى شود ، فقط به دليل تأييد نويسنده است ؛ ولى اين برداشت ، از دو جهت مخدوش مى نمايد : اوّل اين كه ظاهر «عرضتُ» كه در روايت آمده ، اين است كه حضرت ، كتاب را ديده و پسنديده است ، چنانچه «اعطاه اللّه بكل حرف» هم اشاره به اين است كه حرف به حرف كتاب ، مورد تأييد است . ديگر اين كه معلوم نيست همه روايت هاى كتاب تصنيف شده توسط يونس ، بدون واسطه از معصوم عليه السلام نقل شده باشند تا تأييد كتاب ، صرفا تأييد يونس باشد ؛ بلكه ممكن است روايات با واسطه هم داشته باشد . بنا بر اين ،
[١] رجال النجاشى ، ص٢٣١ .[٢] همان ، ص٤٤٧ .[٣] همان جا .[٤] مؤيّد اين برداشت ، نقلى است كه در رجال الكشّى آمده و در آن ، صريحا خود كتاب موردتأييد قرار گرفته است : « ... أدخلت كتاب يوم وليلة الذي ألّفه يونس بن عبد الرحمان على أبي الحسن العسكري عليه السلام فنظر فيه وتصفّحه كلّه ، ثم قال : هذا دينى ودين آبائى وهو الحق كلّه ؛ كتاب يوم وليلة نوشته يونس بن عبد الرحمان را به امام حسن عسكرى عليه السلام نشان دادم . به آن نظر انداخت و همه آن را ورق زد . سپس فرمود : اين دين من و دين پدران من است و همه آن حق است» (اختيار معرفة الرجال ، ج٢ ، ص٧٨٠) . البته سند اين نقل ، قابل اعتماد نيست . لذا مى تواند مؤيّد باشد .[٥] جامع أحاديث الشيعة ، ج١ ، ص٢٧٨ .