مبانى حجّيت آراى رجالى - صرّامى، سيف اللّه - الصفحة ١٥٠
قدحى از جانب رجاليان درباره او همراه شود ، دلالت بر «حُسن ظاهر» راوى خواهد داشت . مقدمه دوم اين كه حُسن ظاهر طبق برخى از روايات ، براى قبول قول و خبر شخص ، كافى است . نتيجه اين دو مقدمه اين است كه هرگاه قدحى در عدم اعتماد بر خبرهاى راوى ، از جانب رجاليان (مانند نجاشى ، شيخ طوسى و ...) پيدا نكنيم ، ولى راوى تعداد فراوانى روايت از معصوم عليه السلام داشته باشد ، با توجّه به مقدمه دوم مى توانيم بر خبرهاى او اعتماد كنيم و او را معتبر بدانيم . استدلال ايشان بر مقدّمه اوّل اين است كه فراوانى روايت از معصوم عليه السلام ، راوى را در صحنه كار رجالى اى كه در مقام توصيف و جرح و تعديل راويان است ، مشهور و مشهود مى گرداند ؛ چون رجالى در مقام اين است كه افراد قرار گرفته در سلسله اسناد روايات را از جهت اعتبار گفتار به وصف آورد . كسانى كه روايات فراوان دارند ، قطعا مورد برخورد ، مشاهده و پژوهش رجالى قرار مى گيرند . در اين صورت ، اگر عيبى (در جهت پذيرش اخبار) آشكار و قابل دريافت براى كسى كه با او برخورد و معاشرت دارد ، داشته باشد ، رجالى به نقل آن اهتمام خواهد كرد ؛ همين كه نقل نمى كند ، معلوم مى شود عيبى بر او نديده است . از اين رو ، حالت رجالى نسبت به چنين راوى اى ، به سان كسى است كه با راوى برخورد و معاشرت دارد و وقتى از او بپرسيم حال اين راوى را از جهت اعتبار چگونه مى بينى ، بگويد : در او عيبى نمى بينم . وقتى اين وضعيت را براى همه رجاليان نسبت به چنين راوى مشهور و مشهودى تصوّر كنيم ، به اين نتيجه يقينى مى رسيم كه راوى ، عيب مشهود و مكشوفى نداشته است و به گونه اى بوده كه اگر از معاشران و اطرافيان او پرسش مى شده ، مى گفته اند از او بدى اى نديده ايم . اين حالت ، يعنى اين كه كسى به گونه اى