مبانى حجّيت آراى رجالى - صرّامى، سيف اللّه - الصفحة ٦٣
در نمونه اى ديگر ، درباره جابر بن يزيد جعفى مى گويد : كشّى درباره او هم مدح نقل كرده و هم ذم ؛ ولى در هر دو طريق مدح و ذم ، ضعف سند وجود دارد . در نقل ديگرى آمده است : امام صادق عليه السلام بر او رحمت فرستاده و فرموده است : او در نقل حديث از ما راستگو بود . [١] بعد از اين نقل ها توثيق ابن غضائرى را نقل مى كند و سپس مذمّتى را كه نجاشى درباره او دارد كه مى گويد مختلط بوده است (ظاهرا يعنى درست و نادرست را درهم مى آميخته است) . آن گاه مى گويد : قوى تر نزد من آن است كه در آنچه اين راويان (راويانى كه تضعيف شده اند ، مانند عمرو بن شمر و مفضل بن صالح) از او نقل مى كنند ، توقّف شود [ و بدانها عمل نشود ] . [٢] ظاهر اين سخن ، اعتماد بر خود جابر است ، بخصوص كه او را در گروه كسانى كه بر آنها اعتماد مى كند ، آورده است . همچنين با توجّه به امكان تعارض سخن نجاشى و ابن غضائرى مبناى علاّمه در اعتماد بر جابر ، روايت هايى است كه در صدق و راستى او وارد شده است . البته اين مبنا پس از تضعيف روايت هايى كه از كشّى در مدح و ذمّ او وارد شده ، با اعتماد بر روايت كسانى ديگر غير از كشّى كه فقط بر مدح و راستى او را دلالت كرده اند ، اتّخاذ شده است . وى همچنين در شرح حال حمران بن اَعيَن شيبانى از هيچ كس نقل توثيق نمى كند و تنها روايت هاى مدح او را مى آورد ؛ مانند اين كه از امام باقر عليه السلامنقل
[١] همان ، ص٣٥ .[٢] همان جا .