مبانى حجّيت آراى رجالى - صرّامى، سيف اللّه - الصفحة ١٩٢
در اين روايت ، خبر مرد ، زن يا خادم درباره مردى كه از دنيا رفته و در حال حيات خود ، چيزى براى كنيز صاحب فرزند خود قرار داده است ، به شرط اين كه در اخبار خود متّهم نباشند ، حجّت دانسته شده است : ... تقبل على ذلك شهادة الرجل والمرأة والخادم غير المتهمين . [١] بنا بر الغاى خصوصيت از مورد ، قدر متيقّن اين است كه از روايت ، حجّيت خبر ثقه ثابت مى شود .
٣ . سيره
براى اثبات حجّيت خبر واحد ، هم به سيره متشرّعان تمسّك شده و هم به سيره عقلا . [٢] سيره متشرعان را به عنوان وجهى از وجوه مختلف اجماع ، تقرير كرده اند . [٣] پيش از اين گفتيم كه اجماع را نمى توان از ادلّه قابل بحث در اين جا دانست ، زيرا حتّى با فرض حجّيت اجماع ، قدر متيقّن از آن ، همان حجّيت خبر واحد در خبر دادن از احكام است ؛ نه موضوعات [٤] يا موضوع خاص چون اوصاف و احوال راويان . امّا سيره عقلا كه نزد برخى از اصوليان عمده دلايل در باب حجّيت خبر واحد است ، [٥] در اين جا قابل استدلال است . توضيح اين كه در سيره عقلا ، حجّيت و اعتبار خبر واحد (با هر شرطى كه گفته شود) به خبر دادن از احكام شرعى اختصاص ندارد . امّا نكته اى كه در اين جا توجّه اصوليان را برانگيخته است ، امضاى شرعى يا بازنداشتن شارع از اين سيره است . شيخ انصارى ، آخوند خراسانى و
[١] جامع أحاديث الشيعة ، ج٢٤ ، ص٣١٢ .[٢] الرسائل ، ص٩٩ به بعد ؛ كفاية الأصول ، ج٢ ، ص٩٨ به بعد ؛ فوائد الأصول ، ج٣ ، ص١٩٤ به بعد ؛ نهاية الأفكار ، ص١٣٧ به بعد (القسم الأول من الجزء الثالث) .[٣] همان منابع .[٤] بحوث فى شرح العروة الوثقى ، ج٢ ، ص٩٣ .[٥] فوائد الأصول ، ج٣ ، ص١٩٤ ؛ أنوار الهداية ، ج١ ، ص٣١٣ ؛ مصباح الأصول ، ج٢ ، ص ١٩٦ ، ١٩٧ و٢٠٠ . صاحب كفاية الأصول نيز اين دليل را پذيرفته است . (الرسائل ، ص١٠٠ ؛ كفاية الأصول ، ج٢ ، ص٩٨)